close
تبلیغات در اینترنت
اموزش زبان انگلیسی
loading...

سیگما

اموزش زبان انگلیسی

عنوان

آموزش زبان انگلیسی اول دبیرستان درس 1

آموزش زبان انگلیسی اول دبیرستان درس 2

آموزش زبان انگلیسی اول دبیرستان درس 3

آموزش زبان انگلیسی اول دبیرستان درس 4

آموزش زبان انگلیسی اول دبیرستان درس 5

آموزش زبان انگلیسی اول دبیرستان درس 6

آموزش زبان انگلیسی اول دبیرستان درس 7

آموزش زبان انگلیسی اول دبیرستان درس 8

آموزش زبان انگلیسی اول دبیرستان درس 9

آموزش زبان انگلیسی دوم دبیرستان درس 1

آموزش زبان انگلیسی دوم دبیرستان درس 2

آموزش زبان انگلیسی دوم دبیرستان درس 4

آموزش زبان انگلیسی دوم دبیرستان درس 3

آموزش زبان انگلیسی دوم دبیرستان درس 5

آموزش زبان انگلیسی دوم دبیرستان درس 6

آموزش زبان انگلیسی دوم دبیرستان درس 7

آموزش زبان انگلیسی سوم دبیرستان درس 1

آموزش زبان انگلیسی سوم دبیرستان درس 2

آموزش زبان انگلیسی سوم دبیرستان درس 3

آموزش زبان انگلیسی سوم دبیرستان درس 4

آموزش زبان انگلیسی سوم دبیرستان درس 5

آموزش زبان انگلیسی سوم دبیرستان درس 6

آموزش زبان انگلیسی اول دبیرستان درس 7

 

ادامه مطلب ...
نظرات () تاریخ : شنبه 13 دي 1393 زمان : 12:21 بازدید : 175 نویسنده : بنیامین فضلی

 

آموزش و تدریس گرامر قواعد نکات مطالب تمرینات معنی ترجمه تلفظ مترادف لغات جدید نیووردز new words ریدینگ reading کتاب درسی زبان انگلیسی سال دوم دبیرستان درس 1


 

 

 

آموزش ماضی بعید در زبان انگلیسی:


توجه: قبل از یاد گرفتن ماضی بعید ابتدا باید سه مورد زیر را بدانیم:

1- زمان گذشته ساده 

2- اسم مفعول

3- صرف فعل to have در گذشته ساده

 

 

 

 

 1- آموزش زمان گذشته ساده در زبان انگلیسی 


نقل از سال سوم راهنمایی درس4


تعریف زمان گذشته ساده:زمان گذشته در زبان انگلیسیبه کاری اشاره میکند که در گذشته انجام شد.

مثال : من دیروز مریض بودم.

 

 

انواع فعل در زبان انگلیسی کدامند؟
افعال با قاعده و بی قاعده

نکته : شناخت افعال با قاعده و بی قاعده برای یاد گرفتن زمان گذشته ضروری است.

 

در انگلیسی افعال یا با قاعده هستند یا بی قاعده.

 

 

 

قواعد و روش های مربوط به افعال با قاعده


طرز گذشته کردن افعال با قاعده :

برای گذشته ساختن از افعال با قاعده به آخر آنها ed اضافه می کنیم.

I work          =>              I worked

 

 

 

طرز گذشته کردن افعال بی قاعده :

برای گذشته ساختن افعال بی قاعده باید از آخر کتاب جدول افعال بی قاعده وجود دارد استفاده کنیم و سعی شود آن افعال را حفظ کنیم.

 

 

حال گذشته
Went Go
spoke speak


go            =>        I went

 


 

قواعد و روش های سؤالی کردن زمان گذشته ساده در زبان انگلیسی


طرز سوالی کردن زمان گذشته ساده: برای سؤالی کردن زمان گذشته ابتدا did (یعنی آیا) را می نویسم . سپس جمله مربوطه را جلوی آن می نویسیم بطوریکه فعل آنرا بصورت حال در می آوریم.

یعنی اگر ed داشت ed   را حذف می کنیم  و اگر بی قاعده بود فعل آنرا بصورت حال در می آوریم.

?I washed the car. Did wash the car

?I spoke English. Did speak English

 

 

قواعد و روش های طرز منفی کردن گذشته ساده در زبان انگلیسی :


طرز منفی کردن زمان گذشته ساده:برای منفی کردن یک جمله باید قبل از فعل didn’t  اضافه کنیم و سپس خود فعل را بصورت حال در بیاوریم . مثلا در صورت با قاعده بودن ed آنرا حذف می کنیم و اگر بی قاعده بود بر اساس جدول آخر کتاب (که باید حفظ کنیم) آنرا بصورت حالش می نویسیم.

.I washed the car. I didn’t wash the car

.I spoke English. I didn’t speak English

این جملات را سوالی و منفی کنید.

 

 

2- قسمت سوم یا اسم مفعول در زبان انگلیسی چیست ؟


قواعد و روشهای درست کردن قسمت سوم فعل یا اسم مفعول: همانطوری که قبلا در سوم راهنمایی خواندیم افعال به دو دسته با قاعده و بی قاعده تقسیم می شوند که شکل گذشته افعال با قاعده  ed   دارد و افعال بی قاعده را باید بر اساس فهرست آخر کتاب حفظ کرد.

و اما قسمت سوم فعل هم اگر با قاعده باشد   ed   می گیرد و بی قاعده ها را باید از آخر کتاب حفظ کرد.

(با قاعده)  Played   played   play

(بی قاعده)  See   saw    seen

 

 

3-  ماضی بعید در زبان انگلیسی.

 

 

ابتدا صرف فعل to have در گذشته ساده

 

 

جمع مفرد

We had 
I had 

You had 
You had 
   
He had 

They had 
Shehad 
   
It had 

 

 

 

 و اما ماضی بعید


اول باید بدانیم چرا اسمش ماض بعید است و اصلاً بعید یعنی چه؟

برای اینکه هرگز ازیادتان نرود خاطره ای در باره نام ماضی بعید تعریف میکنم

روزی در سر جلسه امتحان خردادماه یکی از دانش آموزان متفرقه یواشکی سوالی که جوابش ماضی بعید را بمن نشان داد و پرسید،آقا این چه زمان است؟ من هم چون او سنی از او گذشته بود یک سوال تاثیری نداشت خیلی راحت گفتم بعیده،او فکر کرد من مقصودم این است که از شما بعیده که سر جلسه سوال کنی! یکی دو بار دیگر سوالش را تکرار کرد ومن با صدای بلندتر گفتم بعیده. تا جاییکه همه دانش آموزان سر جلسه امتحان شنیدند و آن فعل را بصورت ماض بعید نوشتند. اما آن پسر دوزاری اش نیفتاد و ننوشت. پس از اتمام جلسه امتحان ( ظاهراً بچه او را متوجه موضوع کردند و به همین علت ) دوان دوان پیش من آمد و گفت:

آقا بیچاره شدم، هدف شما از بعید همون ماضی بعید بود؟!

زد توی سرش و رفت.بله دوستان بعید یعنی دور. و هر سال موقع تدریس ماضی بید این خاطره را تعریف میکردم و شعر زیر را که بابت این ماجرا هست را میخواندم تا نام ماضی بیشتر در ذهن بچه ها بماند.


   یکی گفته آقا این چه زمان است            برایم دور ز هر حدس و گمان است

    جوابم را بده سخت گیج و منگم             ندارم هیچ جواب در ذهن و چنگم

  باو گفتم یواش جانم بعید است            نویس فوراً ،که فرار و پلید است 

نیفتاد دوزاری اش بس که کج بود             انگار زمانه با او قهر و لج بود      

پس از اتمام امتحان بفهمید            بعید بود آن زمان و او نفیمید

 

 

تعریف ماضی بعید در زبان انگلیسی


اگر دو فعل (کار) در گذشته پشت سر هم روی رخ دهند. فعلی که قبل از فعل دیگر اتفاق افتاده باشد ماضی بعید (یعنی دور) نامیده می شود.

مثال: وقتی به استادیوم رسیدم بازی تمام شده بود. (یعنی اول بازی تمام شد بعد از آن من به استادیوم رسیدم) به عبارت دیگر قبل از رسیدن من بازی تمام شده بود. بنابراین بازی تمام شده بود ماضی بعید است.

قبل از یاد گرفتن ماضی بعید باید با قسمت سوم فعل هم آشنا باشیم.

 

 

قواعد و روش درست کردن ماضی بعید در زبان انگلیسی:

ماضی بعید را طبق فرمول زیر مینویسیم.

 

قسمت سوم فعل +   had   فاعل = فرمول و طرز درست کردن ماضی بعید در زبان انگلیسی

I had played                               من بازی کرده بودم

I had gone                                  من رفته بودم

 

 

صرف ماضی بعید برای فعلto go

 

جمع مفرد
ما رفته بودیم We had gone من رفته بودم I had gone
شما رفته بودید You had gone تو رفته بودی You had gone
    او رفته بود He had gone
آنها رفته بودند They had gone او رفته بود Shehad gone
    آن رفته بود It had gone

 

 

 

کاربرد با ماضی بعید.

اگر در جمله when همراه با گذشته ساده بیاید عموما طرف دیگر ماضی بعید است »مثال

When I  saw him he had eaten his lunch

 

 

برای اینکه زمان هایی را که تا بحال خواندایم را مرور کرده باشیم و آنها را هم با ماضی بعید مقایسه کرده باشیم تمرن زیر را انجام میدهیم.

شکل صحیح افعال داخل پرانتز ها را بنویسید.

1  (I…………………..my lunch at 12 every day.( to eat 

2  (I…………………….. my lunch now.( to eat 

3  (I…………………….my lunch at 11 yesterday.( to eat 

4  (I……………………………my lunch at 11.30 tomorrow.( to eat 

5  (I………………….my lunch before he arrived.( to eat 

 

جوابها با توضیحات

1  .I eat my lunch at 12 every day

2  .I am eating my lunch now

3  .I ate my lunch at 11 yesterday

4  .I will eat my lunch at 11.30 tomorrow

5  .I had eaten my lunch before you arrived

 

‘’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’

 

 تعریف، معنی فارسی و تلفظ لغات جدید کتاب زبان انگلیسی سال  دوم دبیرستان درس ا ,new words 

 

 

        

according to

banana

bill

cage

cassette player

copy

decide 

do right

find out

for a while

get cold

give back

  keep on 

language lab

make a mistake

math 

motorcycle

passage

pick up

politely

puzzle

request 

reward 

right

run out of

slice 

sugar

take (sth) apart

tape 

unhappy

unusual 

upset 

would you mind 

you're welcome.              

ا کر دینگ تو

  بنانا 

بیل 

کیج 

ک ست پ لی یر 

کل پی

  دی ساید 

دو رایت 

فایند آوت 

فر ای وایل

گت کولد

گیو بک

کیپ آن

لن گوایج لب 

میک ای میستیک

مث

موتور سایکل

پسیج 

پیک آپ

پلایت لی

  پازل 

ری کو است

ری وارد

رایت

ران آوت آو

اس لایس

شو گر

تیک سامثینگ اپارت

تیپ

آن هپی

آن یو ژو ال

آپ ست 

وود یو مایند

یر ولکام               

طبق 

موز

صورتحساب

قفس

ضبط صوت 

کپی

تصمیم گرفتن 

صحیح انجام دادن

فیمیدن 

برای مدتی

سرد شدن 

پس دادن

ادامه دادن 

آزمایشگاه زبان

اشتباه کردن

ریاضی 

موتورسیکلت

پاساژ.متن 

برداشتن

مودبانه

معما 

تقاضا 

پاداش

صحیح 

تمام کردن

قاچ 

شکر 

باز کردن

نوار 

ناراحت 

غیر معمول 

ناراحت

آیا ناراحت می شوی

خوش آمدید               

 

 

 

 

 

 

 

 

مترادف لغات جدید زبان انگلیسی  سال دوم نظری درس اول برای دانش آموزان تیز هوش و زبان آموزان آموزشگاهها 
As it said by some body  according to  
A long fruit with yellow skin that grows in hot countries  banana 
Paper money in USA ; a list which shows how much money you must pay  bill  
A small home made by man usually for birds that they cannot fly away  cage  
A machin that can put (record) sound or music on tape and play it again later  cassette player  
A thing which is made just like another thing  copy 
Choose sth after thinking  decide  
Do sth in correct way  do right  
Understand ; realize  find out 
For sometimes  for a while  
Become cold  get cold  
Return  give back  
Continue  keep on  
A special room for learning a language  language lab  
Do sth wrong  make a mistake  
A subject that studies numbers and shapes  math  
A large bicycle with an engine  motorcycle  
A short part of a book ; paragraph  passage  
Take and lift sth  pick up 
In a kind and polite way ; with good manners  politely 
Sth that is difficult to understand or explain  puzzle  
Ask ; beg  request  
Prize ; award  reward  
True ; correct ; not wrong  right 
Finish  run out of 
Piece ; part of sth  slice  
Sth that we usually put in tea or coffee  sugar 
Separate two or more things from each other  take (sth) apart  
Sth that we use to record sound  tape  
Sad ; not happy  unhappy 
Strange ; not usual ; uncommon  unusual  
Worried  . upset  
Would you please   would you mind  
You do not need to thank me  you're welcome. 
             
 

 

 

ادامه مطلب ...
نظرات () تاریخ : شنبه 13 دي 1393 زمان : 12:18 بازدید : 54 نویسنده : بنیامین فضلی

 

آموزشو تدریس گرامر قواعد نکات مطالب تمرینات معنی ترجمه تلفظ مترادف لغات جدید نیووردز new words ریدینگ reading کتاب درسی زبان انگلیسی سال دوم دبیرستان درس 2


 

 

آموزش فرق بین no و  any

 

تشابه و فرق بین any ( هیچ مقدار  ، هیچ چیز ) و no ( هیچ تعداد ، هیچ چیز )

 

 

تشابه بین  any و  no: هر دو هم قبل از اسمهای قابل شمارش و هم قبل از اسمهای غیر قابل شمارش می آیند.

 

مثال:

.He has no meat in his plate

.He has no books in his bag

 

.He has not any meat in his plate

.He has not any books in his bag

 

 

فرق بین  any و  no

فرق میان any و  no: any  در جملات منفی وسوالی همراه با not می آید اما no جمله را منفی می کند و به not نیازی نیست.

مثال:

من هیچ پولی ندارم.                 .have no money

من هیچ پولی ندارم.           .haven’t any money

?Have you any money

 

 

باز هم درباره no

باید توجه داشت در این مبحث آنچه ما در باره no می گوییم no یعنی نه در حالت صفت است. بنا براین مقصود آن no که در اول جواب منفی می آید نیست. چون آن no که در اول جوابهای منفی کوتاه یا کامل می آید جنبه قیدی دارد و پس از آن اسم نمی آید و داستان جداگانه ای دارد که مربوط به سال دوم دبیرستان نیست.

                       اسم صفت

من هیچ کتابی ندارم .  I have no books

                                                                        قید

نه من کتاب ندارم             No, I have don’t have books.

 

 

تشابه بین و فرق بین  Some  ( مقداری ، تعدادی )و : any ( هیچ مقدار  ، هیچ چیز )

 

هر دو آنها هم قبل از اسمهای قابل شمارش و هم قبل از اسمهای غیر قابل شمارش می آیند.اما فرق آنها این است که some در جملات مثبت اما any در جملات سوالی و منفی بکار میرود.

مثال:

.I have some books in my bag

.I havent any books in my bag

?Have I any books in my bag

 

 

آموزش فرق بین  Few ,و  , a few

 

 

Few , a few  هر دو قبل از اسمهای قابل شمارش می آیند ولی فر قشان این است که few جنبه منفی اما a few جنبه مثبت دارد. 

 

 

آموزش ضمایر ملکی

 

 

قبل از پرداختن به ضمایر ملکی بهتر است ابتدا ضمایر فاعلی و مفعولی و نیز صفات ملکی را که قبلاً خواندیم  یکبار دیگر مرور کنیم

 

آموزش ضمایر فاعلی و مفعولی

 

ضمایر فاعلی عبارتند از:


 

جمع

مفرد

ما

We

من

I

شما

You

تو

You

 

 

او (مذکر)

He

آنها

They

او (مؤنث)

She

 

 

آن (اشیاء)

It

 

 

تعریف ضمایرمفعولی در زبان انگلیسی

 

ضمایرمفعولی در جمله به جای مفعول می آیند:

 

او مرغ را کشت

 او آنرا کشت

 

 در اینجا آنرا ضمیر مفعولی است.

 

ضمایر مفعولی در زبان انگلیسی کدامند؟


ضمایر مفعولی در انگلیسی عبارتند از :

جمع

مفرد

به ما – ما را

us

به من – مرا

me

به شما – شما را

you

به تو – تو را

you

 

 

به او – او را

him

به آنها – آنها را

them

به او – او را

her

 

 

به آن – آن را

it

 

 

مثال :


.I see Ali every day

.I see him every day

 

.I play with the students

.I play with them

 

 

 

تمرین: بجای اسامی زیر هم ضمایر فاعلی و هم ضمایر مفعولی نوشتیم تا رویه این کار را بهتر یاد بگیرید.

ضمایر مفعولی

ضمایر فاعلی

اسم

ضمایر مفعولی

ضمایر فاعلی

اسم



Book



Father



Her books



Mother



Sister



My father



Ali and I



Her father



Reza and zahra



Their father

 

 

جواب: 

ضمایر مفعولی

ضمایر فاعلی

اسم

ضمایر مفعولی

ضمایر فاعلی

اسم

It

It

Book

Him

He

Father

Them

They

Her books

Her

She

Mother

Her

She

Sister

Him

He

My father

Us

We

Ali and I

Him

He

Her father

Them

They

Reza and zahra

Him

He

Their father

 

 

توجه :

اگر به مثالهای بالا دقت کرده باشید در موقع نوشتن ضمایر، صفات ملکی (me – his – her , …)  نقشی در ضمایر ندارد و ما فقط بجای اسمهای بعد از آنها ضمایر را می نویسیم و خود این صفات ملکی را حذف می کنیم..

Her father => he

در این مثال  her مؤنث است، اما مقصود father است که مذکر است یعنی پدر آن زن بطور واضح یک مرد است ، پس ضمیر فاعلی آن he می شود.

هر کس+  اگر  جنبه فاعلی داشته با شد به we  اما اگر جنبه مفعولی داشه باشد به us تبدیل می شوند.

 

 

آموزش صفات ملکی در زبان انگلیسی 

 


صفات ملکی کدامند؟

 

صفات ملکی عبارتد از:

 

 

جمع

مفرد

Our

My

Your

Your

 

His

Their

Her

 

Its

 

 

تعریف صفات ملکی

 

همانطور که از اسم صفات ملکی بر می آید خودش یک نوع صفت است و قبل از اسم می آید و مالکیت را می رساند و بدون اسم هم بکار نمی رود.

مثال:

This is my book.

Those are her pencils.

 

 

مقایسه بین صفات ملکی و ضمایر فاعلی در زبان انگلیسی:

 

 

 

جمع

مفرد

 

صفات ملکی

ضمایر فاعلی

صفات ملکی

ضمایر فاعلی

Our

We

My

I

Your

Your

Your

You

 

 

His

He

Their

It

Her

She

 

 

 

مقایسه بین ضمایر فاعلی،ضمایر مفعولی و صفات ملکی در زبان انگلیسی:

 

 

 

صفت ملکی

ضمیر مفعولی

 

ضمیر فاعلی

 

مال من

My

به من – مرا

Me

من

I

مال ما

Our

به ما – ما را

Us

ما

We

مال تو

Your

به تو – تو را

Your

تو

You

مال شما

Your

به شما – شما را

Your

شما

You

مال او

His

به او – او را

Him

او

He

مال او

Her

به او – او را

Her

او

She

مال آن

Its

به آن – آن را

It

آن

It

مال آنها

Their

به آنها – آنها را

Them

آنها

They


 

 

ادامه آموزش ضمایر ملکیضمایر ملکی کدامند؟ ضمایر ملکی عبارتند از:

 

جمع

مفرد

مال ما

ours

مال من

mine

مال شما

yours

مال تو

yours

 

 

مال او

his

مال آنها

theirs

مال او

hers

 

 

مال آن

its


 

تعریف ضمایر ملکی در زبان انگلیسی

جمع

مفرد

مال ما

ours

مال من

mine

مال شما

yours

مال تو

yours

 

 

مال او

his

مال آنها

theirs

مال او

hers

 

 

مال آن

its


 

تعریف ضمایر ملکی: ضمایر ملکی ضمایری هستند که به جای ملکیت می آیند.

 

مثال:این خانه من است (خانه مال من است)

 

 This is my house

این مال من است This is mine

 

 

 

 

فرق بین ضمایر ملکی و صفات ملکی در زبان انگلیسی

 بعد از صفات ملکی اسم می آید اما ضمایر ملکی همانطر که از اسمشان پیداست بجای اسم می آیند

 

.

اسم 

صفت

ملکی

   
book   her That is 

 

ضمیر

ملکی

 

 

   
hers   is  

That 

 

 

 

 

ترجمه، معنی فارسی و تلفظ لغات جدید کتاب زبان انگلیسی سال دوم دبیرستان درس 2 ,new words 


    

 

 

a lot 

all day long

aroud 

both 

camera 

centimeter 

earth 

everywhere 

face 

fall 

fewer 

flat 

get out of 

go around 

hers 

his 

hold 

hole 

inside 

its 

knife 

knowledge 

like 

lots of 

mine 

navy

ours 

photograph 

photographer 

plant life 

rather 

rock 

Russian 

sailor 

seem 

space 

spaceship 

steal 

take a photograph

(the) other 

theirs 

till 

understand 

wide 

windy 

would like

yours


ا الات 

ال دی لانگ 

اراوند 

بوث 

ک م را 

سن تی می تر 

ارث 

او ری ور 

فیس 

فال 

فی یو ار 

ف لت 

گت آوت آو 

گو اراوند 

هرز 

هیز 

هولد 

هول 

inside 

ایتس 

نایف 

نالج 

لایک 

لاتس آو 

ماین 

نی وی 

آورز 

فوتوگراف 

فوتوگرافر 

پلنت لایف 

رزر 

راک 

راشن 

سیلر 

سیم 

اسپیس 

اسپیسشیپ 

استیل 

تیک ای فوتوگراف 

ذ آذر 

ذرز 

تیل 

آندرس تند 

واید 

ویندی 

وود لایک 

یورز 

    

زیاد 

در تمام طول روز 

دور 

هر دو 

دوربین 

سانتیمتر 

کره زمین 

همه جا 

روبرو شدن - مواجهه شدن

افتادن 

کم تر 

هموار 

خارج شدن 

دور زدن 

ما او 

مال او 

نگهداشتن – در دست داشتن 

چاله 

داخل 

مال آن 

چاقو 

دانش 

دوست داشتن _ مانند 

زیاد 

مال من - معدن 

navy

مال ما 

عکس 

عکاس 

زندگی گیاهی 

قدری 

صخره 

روسی 

ملوان 

بنظر رسیدن 

فضا 

سفینه 

دزدیدن 

عکس گرفتن 

دیگری 

مال آن 

تا 

فهمیدن 

پهن 

طوفانی 

میل داشتن 

مال تو 


 

مترادف انگلیسی لغات جدید سال دوم نظری درس دوم

برای دانش آموزان تیز هوش و زبان آموزان آموزشگاهها 

many ; much 

lot  

from sunrise till sunset ; from morning to night 

all day long 

all sides of sth 

aroud  

the two ; not only one but also the other ; together 

both  

a thing for taking picture 

camera  

there are 100 centimeters in one meter 

centimeter  

this world ; the planet that we live on 

earth  

in all places ro to all places 

everywhere  

confront 

face  

go down quickly ; drop  

fall  

not more ; less 

fewer  

level (usually for ground) 

flat  

come out of 

get out of  

orbit ; go to all parts of sth 

go around  

sth that belong to her 

hers  

sth that belong to him 

his  

have sth in your hands 

hold  

an empty space in sth (ground) 

hole  

not outside ; in 

inside  

sth that belong to it 

its  

a thing used for cutting 

knife  

understanding ; knowing 

knowledge  

similar ; not different 

like  

many ; much ; a lot of 

lots of  

sth that belong to me 

mine  

the ships and the people that fight at sea in times of war 

navy 

sth that belong to us 

ours  

picture ; photo 

photograph  

the person who take a photo 

photographer  

living like a plant 

plant life  

not quite ; more than a little but not very 

rather  

a very hard and big stone 

rock  

belong to Russia  

Russian  

a man who guide the ship 

sailor  

appear ; look like 

seem  

the place far away outside the earth 

space  

a machine that travels in space  

spaceship  

rob ; take sth that is not yours secretly 

steal  

take a picture 

take a photograph 

not this one but that one 

 (the) other  

sth that belong to them 

theirs  

until ; to a certain time 

till  

know ; learn 

understand  

broad ; vast ; not narrow 

wide  

stormy ; not calm 

windy  

a way of asking or saying what sb wants 

would like 

sth that belong to you 

yours 

      

      

     

                             

 

ادامه مطلب ...
نظرات () تاریخ : شنبه 13 دي 1393 زمان : 12:17 بازدید : 88 نویسنده : بنیامین فضلی

 

آموزش و تدریس گرامر قواعد نکات مطالب تمرینات معنی ترجمه تلفظ مترادف لغات جدید نیووردز new words ریدینگ reading کتاب درسی زبان انگلیسی سال دوم دبیرستان درس 4


 

 

چگونه دو دو فعل پشت سر هم می آیند.

به زبان ساده باید گفت اگر دو فعل پشت سر هم بیاید فعل دوم ممکن است بصورت ساده، یا  ing دار و یا با to بیاید.

اما آنچه مربوط به این درس می شود در باره افعالی است که بعد از آنها فعل بصورت با to می آید.آنها را مانند فرمول زیر آنرا می نویسیم.


فعل دوم با to  + فعل اول + فاعل

want to go to school

They like to watch TV now

 

 

 

برخی از اینگونه افعال عبارتند از :

 

 آرزو کردن               Wish 

  وعده دادن        Promise 

 سعی کردن              Try 

تصمیم گرفتن         Deside  

ترجیح دادن           Prefer 

 شروع کردن         Begin 

 برنامه ریزی کردن    Plan 

 


بدون شک این افعال را باید بصورت جداگانه حفظ باشیم. برای راحتی کار ، آنها را طوری ردیف کردم که مانند یک جمله پندآموز میشود و حفظ کردن راحت می شود.البته این جمله پند آموز را میتوان به دو طریقه گفت.

طریقه اول:

بجه ها ! من(wish)  آرزو دارم شما ها بمن(promise ) قول بدهید (try ) سعی کنید که(decide )  تصمیم بگیرید prefer )) ترجیح بدهید که(begin ) شروع کنید برای زندگی خودتان (plan ) برنامه ریزی کنید.

طریقه دوم:

بچه ها ! من wish دارم  شما به من promise  بدهید try  کنید decide  بگیرید prefere  بدهید begin کنید تا برای زندگی خودتان plan  کنید.

 

 

 


قانون سنگ پل   (پل سنگی)

سنگ پل یک ترکیب مازندرانی است و به فارسی به آن پل سنگی میگویند.

در این باره به زبان ساده می توان گفت برخی اوقات اسم به عنوان صفت بکار می رود که معمولا قبل از اسم دیگر به کار می رود وآن اسم را توصیف میکند.در ضمن چنین اسمی در این تکیب و کاربرد جمع بسته نمی شود.

پل سنگی(مفرد)    stone bridge

در اینجا  stoneیعنی سنگ   برای پل نقش صفت را دارد.

  پلهای سنگی(جمع)     stone bridges

همانطور که ملاحظه می کنید در مثال دوم(bridge) پل (bridge) جمع بسته شد اما  (stone)سنگ چون صفت به حساب می آید و   bridge   را توصیف می کند جمع بسته نشد.برای واضح شدن مطلب لطفاً به جملات زیر دقت کنید.

A newspaper that is published in the morning is called morning paper

Newspapers that are published in the morning are called morning papers

 

 

این جملات را کامل کنید.

تمرینات :

..............The doors of a car are called

...........The fdlowers that grow in autumn are callerd

................A bridge that is made of wood is called

.................The driver who drives a bus is called 


جواب:

.The doors of a car are called car doors

. The fdlowers that grow in autumn are callerd autumn flowers

.A bridge that is made of wood is calleda wooden bridge

.The driver who drives a bus is called  a bus driver

 

 

 

 

تعریف، معنی فارسی و تلفظ لغات جدید کتاب زبان انگلیسی سال دوم دبیرستان درس 4 new words, 

 

 

علیه 

اگرچه 

وزیدن 

رئیس 

کاسه 

شیمی 

ذغال سنگ 

کامل

هم وطن

ظالم

گریه کردن

بدست آوردن

احساس کردن

برای کسی تاسف خوردن

طلا

گرامر

عقربه (ساعت)

دستگیره

سر

در باره ... چطور

مریض

آهن

قانون

ماشین

فلز

معدن

معدن چی

دادن

بطور کامل

ترجیح دادن

رئیس جمهور

وعده دادن

حقیقی

دلیل

غمگین

ماندن نزد

تلگراف

وحشتناک

لمس کردن

آبکی - رقیق

باد

 

 

اگینست 

ال ذو 

بی لو 

باس 

باول 

کی میستری 

کول 

کمپلیت 

کانتری من 

کرول 

کرای 

ارن 

فیل 

فیل ساری فر سام بادی 

گولد 

گرمر 

هند (کلاک) 

حن دل 

هد 

ها ابات 

ایل 

آیرن 

لا 

م شین 

متل 

ماین 

مینر 

آفر 

پرفکتلی 

پریفر 

پرزیدنت 

پرامیس 

ری ال 

ریزن 

سد 

استی ویذ 

تلگرام 

تربل 

تاچ 

واتری 

ویند 

 

against 

although 

blow 

boss 

bowl 

chemistry 

coal 

complete 

countryman 

cruel 

cry 

earn 

feel 

Feel sorry for (sb) 

gold 

grammar 

Hand(clock) 

handle 

head 

How about 

ill 

iron 

law 

machine 

metal 

mine 

miner 

offer 

perfectly 

prefer 

president 

promise 

real 

reason 

sad 

Stay with 

telegram 

terrible 

touch 

watery

wind

 

 

مترادف  لغات جدید زبات انگلیسی  سال دوم نظری - درس چهارم

برای دانش آموزان تیز هوش و زبان آموزان آموزشگاهها 

In opposition to

against

though

although

Under

blow

person who controls others

boss

Deep round container for liquid

bowl

Science of natural substances and how they combine and behave

chemistry

Piece of black material that can be burned

coal

whole

complete

Person from the same country

countryman

cruel

cruel

Produce tears from the eyes

cry

Get money by working

earn

Touch with the finger

feel

Feel pity for (sb)

Feel sorry for (sb)

Valuable yellow metal

gold

Rules for the use of words

grammar

One of the parts of clock or watch that move to show the time

Hand(clock)

Part of a door ,cup,etc,that one holds

handle

Part of the body containing the eyes ,mouth,and brain

head

How is the state of his or her health

How about

sick

ill

Common hard metal used in making steel ,etc.

iron

Rule made by government

law

Instrument or apparatus that uses power to work

machine

Solid shiny material

metal

Of me ,of ones

mine

Worker in a mine

miner

Say one will give or do

offer

comepletely

perfectly

Like better,choose rather

prefer

Head of the state ( and government) in countries that do not have a king or queen

president

Saying that you will certainly do or do not do something

promise

Actually existing

real

cause

reason

unhappy

sad

Live with

Stay with

Message sent by telegraph

telegram

Extremely severe

terrible

Sense of feeling

touch

Full of water

watery

Strongly moving air

wind

 

 

 

 

 

ادامه مطلب ...
نظرات () تاریخ : شنبه 13 دي 1393 زمان : 12:14 بازدید : 53 نویسنده : بنیامین فضلی

 

آموزش و تدریس گرامر قواعد نکات مطالب تمرینات معنی ترجمه تلفظ مترادف لغات جدید نیووردز new words ریدینگ reading کتاب درسی زبان انگلیسی سال دوم دبیرستان درس 3


 

 


 آموزش ضمایر موصولی


 

تعریف ضمیر موصولی در زبان انگلیسی:

 

ضمیر موصولی کلمه ای است که دو جمله را بهم ربط دهد که مشهور ترین آن در فارسی( که ) است.

مثال:

من پسری را دیدم. آن پسر سریع می دوید.

حال اگر بخواهیم این دو جمله را به هم ربط دهیم باید بگوییم:

من پسری را دیدم که سریع می دوید.

بنابراین اگر توجه کرده باشید کلمه که دو جمله را به هم وصل کرد و چون ضمیر است و به جای آن پسر آمد خود آن پسر حذف شد.

 

 

 

 

 

 

ضمایر موصولی کدامند؟

 

برخی از ضمایر موصولی در زبان انگلیسی عباتند از:

Who, whom, that, which

 

 

 


فرق بین ضمایر موصولی و کلمات پرسشی:


قبل از پرداختن به آن به شعر زیر که زبان حال دانش آموز هست توجه بفرمایید.

 

 

امان از دست این Who  و whom  و  which         که هستند چون کلاف بی سر گیج 

    سال اول گفتین چه عالی هستند         آغاز جمله و سوالی هستند

               حالا میفرمایید موصولی هستند         در بین جمله و اصولی هستند     

        چطور امسال شدند موصول، برادر         چطور این دو کلام گشتند برابر  

                اگر فرقیست بر آنها بیان کن        تمام جزعیات را هم عیان کن   

 

 

 


و اما فرق بین ضمایر موصولی و کلمات پرسشی در زبان انگلیسی


این کلمات وقتی که کلمات پرسشی هستند در اول جمله میآیند و آن جملات را بر اساس آنچه که قبلاً در ... گفته ایم سوالی میکنند.مثال:

?Whom did you meat yesterday

?Which car did you buy last year

?Who is your English teacher


اما همه آنها وقتی در بین جمله برای ربط دادن بیایند موصول به حساب می آیند و همگی معنی که دارند.

مثال:

من پسری را دیدم که سریع می دوید.   .I saw the boy who was running fast in the street

ما پسری را که شما در خیابان دیدید ملاقات کردیم.  .We met the boy whom you saw in the street

این خیابانی است که شما آن پسر را در آنجا دیدید.   .This is the street which you saw the boy there

 

 

 

 

 


چگونه دو جمله را با ضمایر موصولی   who بهم وصل می کنیم. 


ضمیر موصولی    who جنبه فاعلی دارد و مانند مثال فرمول زیر دو جمله را به هم وصل می کند.

جمله دوم منهای فاعل +   who   + جمله اول (وقتی که مرجع انسان باشد و جنبه فاعلی داشته باشد.) 

.I saw a boy

.He cleaned the room yesterday

.I saw the boy who cleaned the room yesterday

 

 

 

 

 

 


 چگونه دو جمله را با ضمایر موصولی   whom بهم وصل می کنیم.


ضمیر موصولی whom   ( یعنی که ) جنبه مفعولی دارد و دو جمله را به صورت زیر بهم وصل می کند.

جمله دوم منهای مفعول یا ضمیر مفعولی +   whom  + جمله اول وقتی که مرجع انسان باشد و جنبه مفعولی داشته

من پسری را دیدم.   .I saw a boy 

تو او را دیروز ملاقات کردی.  .You met him yesterday

I saw the boy whom you met yesterday

همانطور که ملاحظه می فرمائید him که مفعول به حساب می آید حذف شد. چون whom جنبه مفعولی دارد وقتی که دو جمله را بهم وصل می کند مفعول یا ضمیر مفعولی مربوط به مرجع را حذف می کنیم.


 

 

 

 


 

چگونه دو جمله را با ضمایر موصولی   which بهم وصل می کنیم. 

 

which یعنی که هنگامی که مرجع شیئی باشد بکار می رود و در دو صورت فاعلی و مفعولی بکار می رود.

 


بقیه منهای فاعل  +  which   +  جمله اول (وقتی که مرجع غیر انسان باشد و جنبه فاعلی داشته باشد) 

اکر مرجع جنبه فاعلی داشته باشد.طبق قاعده زیر آن دو جمله را بهم وصل می کنیم.

من اتومبیلی را دیدم.  .I saw a car

آن سریع می رفت.  .It was going fast 

.I saw the car which was going fast

چون مرجع در جمله دوحالت فاعلی دارد پس which در این جمله جنبه فاعلی دارد و باعث می شود که فاعل جمله دوم حذف شود.

 

 

 

اکر مرجع جنبه مفعولی داشته باشد.طبق قاعده زیر آن دو جمله را بهم وصل می کنیم. 

جمله دوم منهای مفعول یا ضمیر مفعولی  +   which   +  جمله اول (وقتی که مرجع غیر انسان باشد و جنبه مفعولی

 من اتومبیلی را دیدم.                .I saw a car

تو آنرا دیروز خریدی.     .You bought it yesterday

.I saw the car which you bought yesterday

همانطور که ملاحظه فرمودید چون car یعنی اتومبیل در جمله دوم جنبه مفعولی دارد پس it یعنی ضمیر مفعولی مربوط به.... حذف شد.

 

 

 

توجه:

that در حالت ضمیر موصولی به معنی که است و به جایwho,whom,which به بکار می رود.

 

 

 

 

 

ضمایر موصولی و کاربرد آنها در جمله در یک نگاه:


جمله دوم منهای فاعل +   who   + جمله اول (وقتی که مرجع انسان باشد و جنبه فاعلی دارد)

جمله دوم منهای مفعول یا ضمیر مفعولی +   whom  + جمله اول وقتی که مرجع انسان باشد و جنبه مفعولی دارد ) جمله دوم منهای فاعل یا ضمیر مفعولی+which +جمله اول (وقتی که مرجع غیر انسان باشد و جنبه فاعلی دارد.)

جمله دوم منهای فاعل یا ضمیر مفعولی + which  +  جمله اول (وقتی که مرجع غیر انسان باشد و جنبه مفعولی دارد)

جمله دوم منهای مفعول یا ضمیر مفعولی+which+جمله اول (وقتی که مرجع غیر انسان باشد و جنبه مفعولی دارد)

 

 

تمرین :

این جملات را با ضمیر موصولی مناسب بهم وصل کنید.

.I met a boy.He was playing football

.I met a boy.You gave him the book

.I saw a car.It goes very fast

.I saw a car.You drove it fast

جواب:

.I met the boy who was playing football

.I met the boy whom you gave the book

.I saw the car which goes very fast

.I saw the car which you drove it

 

 

 new words, ترجمه، معنی فارسی و تلفظ لغات جدید کتاب زبان انگلیسی سال دوم دبیرستان درس 3

 

 

A foot wide

airport

along

altogether

bar

biscuit

bottle

bridge

canal

Childs wagon

chocolate

church

coach

cost

dollhouse

employ

even

factory

fairyland

glow

golden

hammer

highway

history

Holland

hurt

jam

jar

Light bulb

light up

loaf

low

magazine

match

Merry-go-round

model

offer

packet

price

pull

punish

repair

Run along

sail

soap

Soft drink

soup

speed

stone

through

thumb

tiny

toy

track

waist

walk through

war

whole

 

ای فوت واید 

ار پورت 

الانگ 

ال تو گذر  

بار 

بیسکو ایت

باتل 

بریج 

ک نل 

چایلدز وگن 

چاکلیت 

چرج 

کوچ 

کاست 

دال هاوس 

ایمپلوی 

ای ون 

فک تری 

فری لند 

گلو 

گلدن 

همر 

های وی

هیستوری

هلند 

هرت 

جم 

جار 

لایت بالب

لایت آپ 

لوف

لو 

م گ زین 

مچ 

مری گو راند

   مادل 

آفر 

پاکت 

پرایس 

پول 

پانیش 

ری پر 

ران الانگ 

سیل 

سوپ

سافت درینک

سوپ

اس پید

استون

ثرو

ثام

تای نی 

توی

ترک

ویست

واک ثرو

وار

هول 

    

یک پا پهنا

فرودگاه

در امتداد

در مجموع 

قالب 

بیسکویت 

بطری 

پل 

کانال 

درشکه بچه گانه

شوکولات 

کلیسا 

درشکه 

ارزش داشتن 

خانه عروسکی 

استخدام کردن 

حتی 

کارخانه 

سرزمین افسانه ای

  درخشیدن

طلایی

چکش

بزرگراه

تاریخ

هلند

  صدمه زدن

  مربا

  شیشه یا کوزه دهن گشاد

چراغ روشن

روشن ساختن

  قرص نان لقمه

کم

مجله

مسابقه

  چرخ فلک

مدل

دادن

جیب

  قیمت

کشیدن

تنبیه کردن

 تعمیر کردن

  رفتن در امتداد

  رفتن با قایق بادبان

 صابون

  نوشیدنی غیر الکلی

 سوپ 

 سرعت

 سنگ

  ازمیان

  شصت

 ریز

 اسباب بازی

  مسیر

 کمر

 سر سری گشتن

  جنگ

  کل

 

 

 

مترادف لغات جدید زبان انگلیسی  سال دوم دبیرستان  درس سوم برای دانش آموزان تیز هوش و زبان آموزان آموزشگاهها 
12 inches wide A foot wide
Place where airplanes regularly land airport
Forward,on along
Completely,considering everything together altogether
Long narrow piece of solid material bar
Small round brea –like cake biscuit
Container with narrow neck for liquid bottle
Structure carrying a road or railroad over a river,etc. bridge
Watercourse dug for boats to travel along or to bring water canal
Small vehicle with a handle used by children Childs wagon
Solid brown substance eaten as candy chocolate
Building for public Christian worship church
Person who trains people for sports or gives private lessons  coach
Price of something cost
Toy house dollhouse
Give paid work to employ
A word that you use to say that something is surprising even
Place good are made by machinery factory
Imaginary land fairyland
Give out heat or light without flame glow
of or like gold golden
Tool with a metal head for driving nails into wood hammer
Wide main road for fast traffic highway
study of past events history
A country in europe Holland
Cause pain or damage to hurt
Fruit boiled in sugar, for spreading on bread jam
Short wide bottle jar
  Light bulb
   
Single mass of baked bread loaf
Not high,not fair low
Sort of book cover, which contains writings,pictures … magazine
Short thin stick that burns when its end is rubbed against a rough surface. match
Machine with large model animals on which children ride around and around Merry-go-round
Small copy model
Say one will give or do offer
Small container or package packet
Money to be paid for something price
Bring something behind one along pull
Cause someone to suffer for a crime or fault punish
Act or result of mending repair
Go along Run along
Piece of strong cloth that allows the wind to move a ship through the water sail
Solid substance used with water for cleaning especially ,the body soap
Non alcoholic drink Soft drink
Liquid cooked food often containing pieces of meat or vegetables soup
Rate of movement speed
Fairly large piece of rock stone
In at one side and out at the other through
Short thick finger set apart from the others thumb
Extremely small tiny
Object for children to play with toy
Narrow path or road track
Narrow part of the human body bellow the chest waist
Go through Walk through
fighting war
all whole

 

 

 

 

ادامه مطلب ...
نظرات () تاریخ : شنبه 13 دي 1393 زمان : 12:14 بازدید : 88 نویسنده : بنیامین فضلی


آموزش و تدریس گرامر قواعد نکات مطالب تمرینات معنی ترجمه تلفظ مترادف لغات جدید نیووردز new words ریدینگ reading کتاب درسی زبان انگلیسی سال دوم دبیرستان درس 5


 

 

 

در مورد حروف تعریف an ، a و the 

 

توجه: a و an را حرف تعریف نامعین و the را حرف تعریف معین می گویند.

 

الف: حروف تعریف نا معین a و an

 

قبل از پرداختن به حرف تعریف نامعین a و an ابتدا باید حروف صدادار را بشناسیم

 

 

حروف صدا دار کدامند؟


حروف صدا دار عبارتند از o – u – a – I – e   برای اینکه در خاطر ما بمانند می توان آنرا بصورت سر آدم تجسم کرد . که دور سر o،  دهان u ،بینی i ، دو تا گوش e و a .

 


حروف صدا دار مانند ضمه ، فتحه و کسره هستند که بدون آنها کلمه خوانده نمی شود. در انگلیسی کلمه ای بدون حرف صدادار یافت نمی شود. (البته استثنا هایی وجود دارد که د اینجا قابل بحث  نیست)

در کلمات داده شده زیر حروف صدا دار خط کشیده شده

Book – pen – pencil – desk


 

 

 


فرق بین a (یک) و an (یعنی یک):


a قبل از اسم های مفردی می آید که حروف اول آنها بی صدا باشد.

اما an قبل از اسمهای مفردی می آید که حروف اول آنها باصدا باشد.

مثال:

A   pen

An  egg

 

 

 

تمرین:

در جاهای خالی از و یا  an استفاده کنید.

(1) .That is …………ear

(2) .This is …….arm

 

(3) .This is …….book

 

 

 

 

 

 

 

 

جواب :

(1) .That is an ear

(2) .This is an arm

 

(3) .This is a book

 

 

*********

 

چند استثنا در مورد کاربرد a و an 

 

1- در برخی از  کلمات مانند honest، hour، honour  و غیره حرف h  غير ملفوظ است یعنی تلفظ نمی شود، در این صورت قبل از آنها حرف تعريف an بکار میرود

 

an hour

an honest woman

 

2- اگرچه كلماتی مانند useful، unit ، unionuniversity، European و ...  با حروف صدادار شروع می‌شوند، ولی حرف اول آنها مثلyou تلفظ می‌شود. در این صورت قبل از آنها بجای an  از a استفاده میکنیم

 

a European

a university

 

 

همانطوری که میدانیم  قبل از اسامی مفرد قابل شمارش از a يا an  استفاده میکنیم اما برای اسامی جمع، بجای a يا an، يا از some استفاده می‌کنيم و يا اصلاً هيچ کلمه‌ای را بکار نمی‌بريم:

 

I bought a book

I bought some books

 

 

*********

 

برخی دیگر از موارد کاربرد حروف تعريف نامعين a يا an

 

1- اگر کسی يا چيزی را برای اولين بار اشاره کنيم از a يا an استفاده می‌کنيم. اما وقتی که به همان چيز دوباره اشاره کنیم، از the استفاده می کنیم:

 

I saw a boy.The boy had a bag in his hand

 

2- در هنگام اشاره به یک شخص یا یک چیز از a يا an استفاده می‌کنيم که در اين حالت a يا an معنی one يا يک می‌دهد :

 

I saw a boy and two girls

 

3- در بعضی از اصطلاحات عددی نیز بکار می رود.:

a third يک سوم

 

   a hundred صدتا

 

 

4- وقتی که به یک شخص یا چیز خاص از یک گزوه اشاره می کنیم از a يا an استفاده می کنیم مانند یک شغل، یک ملیت و یا یک مذهب

 

 

She is a teacher

She is iranian

She is a muslim

 

 

5- اگر بعد از such اسم مفرد و صفت با هم اما حرف اول صفت با صدا باشد از an و اگر بی صدا باشد از a استفاده میکنیم

such a fat man

such an important man

6-در جملات تعجبی مانن موارد زیر

What a cold night. چه شب سردی 

 

 

7- همراه با کلمات و اصطلاحات مربوط به مقدار و کميتمانند:

 

 

  a little of

 a number of

 a lot of

a bit of

  a few of

 a (great) deal of

 

 

 

ب: حرف تعریف the

 

 

برخی از مواردی که از حرف تعریف the استفاده می کنیم

 

1- اسمی که بعد از آن ضمیر موصولی( Who whom whose which that بیاید قبل از آن حرف تعریف the می آید.

 

.He is the man whom we saw yeaterday

 

2- در جملات امری قبل از اسمی که بعد از فعل امری می آید حرف نعریف 

می آید. the

.Please open the door


3- اسمی که برای بار دوم بیاید قبل از آن

می آید.the

We saw a boy the boy had a bag in his hand.


4- وقتی هم گوینده و هم شنونده میدانند در باره چه چیزی صحبت می کنند حتی اگر قبلاً به آن اشاره نشده باشدحرف تعریف the بکار می رود.

?Where is the car 

.It is in the yard


5-قبل از چیزهاییکه در دنیا فقط یکی از آنها وجود داشته باشد مانند خورشید زمین ماه آسمانحرف تعریف the بکار می رود.

the Sun 

the Moon

the sky

……….

6- قبل از رشته کوهها و مجمع اجزایر هاحرف تعریف the بکار می رود.

The Alborz mountains


7- قبل از صفات عالی the

بکار می رود

He is the best student in his class.


8- قبل از چهار جهت اصلیحرف تعریف the بکارمی رود.

The east

The west

The south

The north

9- قبل از اوقات مشخص روز:صبح وبعد از ظهروغروبحرف تعریف the بکار می رود.

In the morning

At the noonpppp

In the afternoon

 

10- در موقع بیان مالک و مملوک وقتی که مالک بیجان باشد.بعبارت دیگر اسمی که بعد از آن of بیاید قبل از آن حرف تعریف the می آید.

The door of the room

قبل از سینما و تئاتر

.He went to the theatre

.He went to the cinema


برخی از مواردی که حروف تعریف the

 بکار نمیرود

1- قبل از روزهای هفته و ماههای سال حرف تعریف the بکار نمی رود.

.We visited hoim on Friday

.She was born in april


2-قبل از اسم افراد

I met Ali lastweek.


3- قبل از اسامی قاره ها ، کشوره ، شهر ها دهکده ها خیابانها حرف تعریف the بکار نمی رود.

.We live in Asia

.He lives in Iran

.I want to go to Babol

 

 

4- قبل از اسم زبان ها

?Can you speak English


5- قبل از وعده های غذایی بکار حرف تعریف the بکار نمی رود.

.I am eating my lunch

 

ترجمه،معنی فارسی و تلفظ لغات جدید کتاب زبان انگلیسی سال دوم دبیرستان درس 5 ,new words 

 

Angrily با عصبانیت

Apartment موافقت

Asideکنار

Bad luck بد شانسی 

Full of something(sth) پر از چیزی 

Can قوطی 

Capital سرمایه 

Carton کارتن 

Chicken جوجه  

Come back برگشتن 

Completely کاملاً 

Cream خامه 

Crowded شلوغ 

Delhi دهلی 

Get into trouble دچار درد سر شدن 

Get mixed up گیج شدن 

Go hungry گرسنه شدن 

Go on a trip به سفر رفتن 

Hate متنفر بودن 

Have to مجبور بودن 

Jump پریدن 

Lazy تنبل

Light روشن 

Lovely دست داشتنی 

March مارس 

Million میلیون 

Miss دوشیزه 

Museum مسلمان 

October اکتبر 

Officer افسر 

Once یک بار 

Park پارک 

Polite مودب 

Population جمعیت 

Pot کوزه 

Put something aside چیزی را کنار گذاشتن 

Round row

Sadly با ناراحتی 

Say goodbye خداحافظی کردن 

Seaside کنار دریا   

September ماه سپتامبر 

Shopping خرید 

Sit نشستن

Spaghettiماکارانی- اسپاگتی 

Sugar شکر  

Taste چشیدن مزه دادن 

Tourist توریست 

Toward بطرف 

Toy gun ماشین اسباب بازی 

Without بدون 

Won برنده شد

 Ooooooooooooooooooooo

مترادف لغات جدید زبان انگلیسی سال دوم دبیرستان درس پنجم

Angrily=nervously

Apartment=flat

Aside=on or to one side

Bad luck=bad chance

Full of something(sth)=filled wih something

Can=be able to

Capital=great

Carton=a container made of cardboard or plastic

Chicken=a young hen

Come back=return

Completely=all

Cream=the thick liquid on the top of milk

Crowded=full of people

Delhi=the capital of India

Get into trouble=having problem

Get mixed up=become confused

Go hungry=become hungry

Go on a trip=travel

Hate=dislike

Have to=must

Jump=spring

Lazy=a person who does not want to work

Light=not heavy

Lovely=beautiful or very nice

March=the third month of the year

Million=1000000

Miss=a word that you use before the name of a girl or woman who is not married

Museum=a building where people can look at pld or interesting things

October=the tenth month of the year

Officer=a person in the army ,navy,or airforce who gives orders to other people

Once=one time

Park=stop and leave a car somewhere for a time

Polite=courteous

Population=the number of people who live in a place

Pot=a deep round container ,for cooking

Put something aside

Round=with the shape of a circle or a ball

Row=a line of people or things

Sadly=unhappily

Say goodbye=bid farewell

Seaside=a place by the sea where people go on holiday

September=the ninth month of the year

Shopping=buying

Sit=rest on your bottom

Spaghetti=a kind of food made from flour and water,that looks like long pieces of string

Sugar=sweat stuff that comes from some sorts of plant

Taste=the power to know about food and drink with your mouth

Tourist=a person who visits a place on holidays

Toward=in the direction of somebody or something

Toy gun=a false gun for children to play with

Without=not having showing or using something

Wood= the hard part of a tree

Ooooooooooooooooooooo

 

 

 

ادامه مطلب ...
نظرات () تاریخ : شنبه 13 دي 1393 زمان : 12:12 بازدید : 105 نویسنده : بنیامین فضلی

 

آموزش و تدریس گرامر قواعد نکات مطالب تمرینات معنی ترجمه تلفظ مترادف لغات جدید نیووردز new words ریدینگ reading کتاب درسی زبان انگلیسی سال دوم دبیرستان درس 6


 

 

 

آموزش ضمایر تاکیدی و انعکاسی

 

توجه: قبل از پرداختن به ضمایر تاکیدی و انعکاسی بهتر است یکبار دیگر ضمایری را که قبلاً خواندیم مرور کنیم


 

 

صفت ملکی

ضمیر مفعولی

 

ضمیر فاعلی

 

مال من

My

به من – مرا

Me

من

I

مال ما

Our

به ما – ما را

Us

ما

We

مال تو

Your

به تو – تو را

Your

تو

You

مال شما

Your

به شما – شما را

Your

شما

You

مال او

His

به او – او را

Him

او

He

مال او

Her

به او – او را

Her

او

She

مال آن

Its

به آن – آن را

It

آن

It

مال آنها

Their

به آنها – آنها را

Them

آنها

They

 

 

 

 

 ضمایر تاکیدی و انعکاسی کدامند؟ 

 

ضمایر تاکیدی و انعکاسی عبارتند از:


 

جمع 

مفرد 

خودمان،خودمان را 

ourselves

خودم،خودم را 

myself

خودتان،خودتان را 

youselves

خودت،خودت را 

yourself

      

  

خودش،خودش را 

himself

خودشان،خودشان را 

themselves

خودش،خودش را 

herself

  

  

خودش،خودش را

itself

 

 

 

 

 

ضمایر تاکیدی و انعکاسی چه فرقی دارند؟ 

فرق بین ضمایر تاکیدی و انعکاسی:

.گرچه شکل ظاهر هر دو ضمیر یکی است  اما هر گاه فاعل و مفعول جمله یکی باشد. یعنی فاعل کار را برای خود یا روی خود انجام داده.به این ضمایر انعکاسی

 

 

 

 

 

تعریف ضمایر تاکیدی:

ضمایر تاکیدی: اما اگر برای تاکید فاعل یا مفعول بکار رود تاکیدی نام دارند که در جمله بلافاصله  بعد از فاعل یا در آخر جمله، بدون حرف اضافه-بکار می روند.

مثال برای تاکیدی

 

.she herself went to school yesterday

 

 

.I cleaned the room myself yesterday

 

.I told Ali himself the story

 

 

ضمایر تاکیدی وقتی که تاکید بر  فاعل هستند. چه پس از فاعل بیایند و چه در آخر جمله فرقی ندارد.

مثال برای ضمایر انعکاسی

.I wrote the letter myself

.I myself write the letter

 

 

 

 

 

 

تعریف ضمایر انعکاسی 

ضمایر انعکاسی: هر گاه فاعل و مفعول جمله یکی باشد. یعنی فاعل کار را برای خود یا روی خود انجام داده.

به این ضمایر انعکاسی میگویندم

مثال

.I saw myself in the mirror

.Ali hurt himself

 

 

 


نکته: اگر ضمایر انعکاسی مستقیماً بعد از فعل بیایند قبل از آنها to یا for نمی آید.اما اگر بعد از مفعول جمله بیلید قبل از آنها  to  یا for می آید.

مثال:

.I have built myself a house last year

.I have built a house for myself last year

 

                                               

 

 

ترجمه، معنی فارسی و تلفظ لغات جدید کتاب زبان انگلیسی سال دوم دبیرستان درس 6 ,new words 

 

A short whileبعد از مدتی

Advice نصیحت

All of a sudden ناگهان

Bother اذیت کردن

Breath نفس 

Breathe  نفس کشیدن

Business کار – شغل

Coin سکه

Cover پوشانیدن

Cure درمان

Disease مریضی 

Extra اضافی 

For no good reason بی دلیل 

Giggle خندیدن 

Go hic سکسکه کردن 

Go on a picnic

Herself خودش – خودش را

Hic سکسکه

Hiccup سکسکه

Himself خودش – خودش را 

Hold ones breath نفس را حبس کردن 

Humid رطوبت 

Illness مریضی  

Itself خودش – خودش را

Jerk 

Lastصول کشیدن 

Lend قرض دادن 

Lucky خوشبخت 

Medicine دارو 

Mind ناراحت شدن 

Miss از دست دادن

Most of the time بیشتر وقت 

Mouth دهان

Muscle ماهیچه 

Myself خودم – خودم را

Obey

Order اطاعت کردن 

Ourselves خودمان –خودمان را

Paper bag پاکت کاغذی 

Pay attention توجه کردن به

Picnic پیک نیک

Rainy بارانی 

Record ثبت – رکورد

Scare ترساندن 

Second دوم 

Secretary منشی 

Stop متوقف ساختن   

Successfulموفق 

Suddenly ناگهان 

Take a breath نفس کشیدن 

Themselves خودشان خودشان را 

Try سعی کردن

Unwelcome ناخواسته 

Wet مرطوب 

While در حالیکه

Yourself  در حالیکه 

Yourselves خودتان – خودتان را

 

 


 

مترادف لغات جدید زبان انگلیسی سال دوم دبیرستان درس 6 

 

 

A short while=after a short time

Advice= words that you say to help somebody decide what to do

All of a sudden=suddenly

Bother=to annoy

Breath= (n)take in and let out air through your nose and mouth

Breathe=(v)take in and let out air through your nose and mouth

Business=work

Coin=a round piece of money made of metal

Cover=put something over another to hide it or keep it safe or warm

Cure=remedy

Disease=sickness

Extra=unusual,exeptional

For no good reason=unwanted

Giggle= laugh in a silly way

Go hic

Go on a picnic= go away from home to a good place to eat meal and enjoy

Herself=a word that shows the same woman or girl that you have just talk about

Hic=sound of hic

Hiccup=a sudden noise that you make in your throat

Himself= a word that shows the same man or boy that you have just talk about

Hold ones breath=stop breathing

Humid=wet

Illness=being ill

Itself= a word that shows the thing that you have just talk about

Jerk=after all the others

Last=continue for a time

Lend=give something to somebody for a short time

Lucky =having good chance

Medicine=the science of understanding illness and making sick people well again

Mind=be careful

Miss=lose

Most of the time

Mouth=the part of your face bellow your nose for eating and speaking

Muscle=one of the parts inside your body that become tight or loose to help you move

Myself= a word that shows the same person that you have just talked about,a word that makes I stronger

 

Obey=do what somebody or somrthing tells you to do

Order=the way that you place people or things together

Ourselves=the plural form of myself

Paper bag=bag made of paper

Pay attention=care

Picnic= a meal that you eat outside, away from home

Rainy=with a lot of rain

Record=the best someone has done in sport or…

Scare=frighten

Second=after the first

Secretary=a person who types letters ,answer the telephone and does other things in an office

Stop=halting

Successful=full of good results

Suddenly=happening unexpectedly

Take a breath=

Themselves=a word that shows the same people , animals or things that you have just talk about

Try=struggle

Unwelcome=unwanted

Wet=covered with or being liquid

While=length of time

Yourself=a word that you when I have just talked about you,a word that makes yoy stronger

Yourselves=plural form of yourself

 

 

ادامه مطلب ...
نظرات () تاریخ : شنبه 13 دي 1393 زمان : 12:11 بازدید : 311 نویسنده : بنیامین فضلی

 

آموزش و تدریس گرامر قواعد نکات مطالب تمرینات معنی ترجمه تلفظ مترادف لغات جدید نیووردز new words ریدینگ reading کتاب درسی زبان انگلیسی سال دوم دبیرستان درس 7


 

 

آموزش شرطی نوع دوم

 

تعریف شرطی نوع دوم 

توجه: قبل از پرداختن به شرطی نوع دوم باید زمان گذشته ساده و زمان آینده در گذشته ساده را بدانیم

 

 

 

1- آموزش زمان گذشته ساده 

نقل از سال سوم راهنمایی درس4


تعریف زمان گذشته ساده:زمان گذشته : به کاری اشاره میکند که در گذشته انجام شد.

مثال : من دیروز مریض بودم.

 

 

 

انواع فعل کدامند؟
افعال با قاعده و بی قاعده

نکته : شناخت افعال با قاعده و بی قاعده برای یاد گرفتن زمان گذشته ضروری است.

 

در انگلیسی افعال یا با قاعده هستند یا بی قاعده.

 

 

 


قواعد و روش های مربوط به افعال با قاعده


طرز گذشته کردن افعال با قاعده :

برای گذشته ساختن از افعال با قاعده به آخر آنها ed اضافه می کنیم.

I work=>I worked

 

 

 

 

 

طرز گذشته کردن افعال بی قاعده :

برای گذشته ساختن افعال بی قاعده باید از آخر کتاب جدول افعال بی قاعده وجود دارد استفاده کنیم و سعی شود آن افعال را حفظ کنیم.

 

 

 

 

حال

گذشته

Went

Go

spoke

speak

 

 

 

 

go => I went

 


 

قواعد و روش های سؤالی کردن زمان گذشته ساده


طرز سوالی کردن زمان گذشته ساده: برای سؤالی کردن زمان گذشته ابتدا did (یعنی آیا) را می نویسم . سپس جمله مربوطه را جلوی آن می نویسیم بطوریکه فعل آنرا بصورت حال در می آوریم.

یعنی اگر ed داشت ed   را حذف می کنیم  و اگر بی قاعده بود فعل آنرا بصورت حال در می آوریم.

?I washed the car. Did wash the car

?I spoke English. Did speak English

 

 

 

 

قواعد و روش های طرز منفی کردن گذشته ساده :


طرز و طریقه منفی کردن زمان گذشته ساده:برای منفی کردن یک جمله باید قبل از فعل didn’t  اضافه کنیم و سپس خود فعل را بصورت حال در بیاوریم . مثلا در صورت با قاعده بودن ed آنرا حذف می کنیم و اگر بی قاعده بود بر اساس جدول آخر کتاب (که باید حفظ کنیم) آنرا بصورت حالش می نویسیم.

.I washed the car. I didn’t wash the car

.I spoke English. I didn’t speak English

این جملات را سوالی و منفی کنید.

 

 

 

 

 


2 - آموزش زمان آینده در گذشته ساده

 

تعریف زمان آینده در گذشته ساده:

این زمان نشان میدهد عملی در گذشته آینده محسوب میشد.مثلاً اکنون ده صبح است .علی در شش صبح گفته بود.من ساعت هفت به مدرسه خواهم رفت.

.Ali:I will go to school at 7 oclock.آینده ساده 

 

.Ali said that he would go to school at 7.آینده در گذشته ساده 

 

 

 

 

 

قواعد و فرمول ساختن آینده در گذشته ساده چگونه است؟


 

فعل بصورت ساده +would +فاعل =طرز درست کردن زمان آینده در گذشته ساده

 

 

مثال:

.I would play

.She would speak English

 

صرف فعل to go در آینده در گذشته ساده شکل مثبت 

 

 

 

 

 

صرف فعل to go در آینده در گذشته ساده شکل منفی

 

 

 

 

جمع

مفرد

ما می رفتیم

We would go

آیا من می رفتم

would go

 شما می رفتید

You would go

تو می رفتی

You would go

   

او می رفت

He would go

آنها می رفتند

They would go

او می رفت

She would  go

   

آن می رفت

It would go

 

 

 

صرف فعل to go در آینده در گذشته ساده شکل سوالی

 

 

جمع

مفرد

ما می رفتیم؟

would We go?

آیا من می رفتم؟

would I go?

شما می رفتید؟

would You go?

آیا تو می رفتی؟

would You go?

   

آیا او می رفت؟

would He go?

آیا آنها می رفتند؟

would They go?

آیا او می رفت؟

Would She go?

   

آیا آن می رفت؟

would It go?

 

 

 

آموزش شرطی نوع دوم ادامه 

 


تعریف شرطی نوع دوم: شرطي نوع دوم براي بيان يک شرط يا موقعيت غير واقعي يا غير ممکن و نتيجه محتمل آن در زمان حال يا آينده بکار مي‌رود. در واقع در اين نوع جملات حال يا آينده‌اي متفاوت را تصور مي‌کنيم.

شــرطي نوع دوم بطور مجازی بر زمان گذشته و بطور واقعی بر زمان حال و آينده دلالت دارد ، احتمال عدم وقوع فعل بيشتر از احتمال وقوع آن است . در اينگونه از جملات قضيه ي شرطي با زمان گذشته ي ســـــاده و جواب شــــــرط ( نتيجه ي شرط ) با زمـــــان آينده در گذشته ي ســــــاده ساخته مي شود .

 

 


قواعد و روش درست کردن شرطی نوع دوم  

آینده در گذشته ساده + گذشته سادهIf=طرز و طریقه درست کردن شرطی نوع دوم

گذشته ساده  If +آینده در گذشته ساده= طرز درست کردن شرطی نوع دوم

.If I saw him, I would help him

.I would help him if I saw him

 

 

دو نکته در مورد شرطی نوع دوم

 

 

 1- در اين نوع جملات مي‌توان بجاي would از could يا  might هم استفاده کرد:

.If I saw him, I could/might help him

 

 


2- در این نوع جملات شرطی میتوان بجای wasاز were استفاده کرد.

.If I were you, I would help him

 

 

 

 

 

 

 

تمرین:

شرطی های زیر را کامل کنید.

(If I………..a car,I would take you to school.(have

(If he played well,we ………..the game.(win

(If she………..me,she would teach you English.(be

جواب:

.If I had a car,I would take you to school

.If he played well,we would win the game

.If she were me,she would teach you English


 

 

 

 

ترجمه ، معنی فارسی و تلفظ لغات جدید کتاب زبان انگلیسی سال دوم دبیرستان درس 7 ,new words 

 



Actuallyعملاً

Agree about/on   موافقت کردن درباره

Appointment    وعده ملاقات

Backache      کمر درد

Behavior      رفتار

Birthday     روز تولد

Comment about /on       نظر دادن در باره

Common      معمول

Composition      انشا

Conversation    مکالمه

Date     تاریخ

Depend on    بستگی داشتن به

Describe  شرح دادن

Different from      متفاوت از

Disagree about     مخالفت کردن در باره

Education     تعلیم و تربیت

Expect       انتظار داشتن

Expression     عبارت

Finger     انگشت

Fixed    ثابت

Friendly       دوستانه

Greet       سلام و تعارف کردن

Greeting      سلام و تعارف

Headache     سردرد

Health      سلامتی

How is everything with you?    اوضاع احوالت چطوره ؟

Idea       فکر - ایده

Importance     اهمیت

Living     زندگی

Necessary      لازم

Opinion      عقیده

Peace      صلح – آرامش

Politics     سیاست

Professor     پرفسور

Purpose      هدف

Quite      کاملاً

Race      نژاد

Religion     دین

Require     نیاز داشتن

Safe       بی خطر

Similar      شبیه

Small talk     صحبت کوتاه

Social      اجتماعی

Start      شروع کردن

Sufficient     کافی

Suitable     مناسب

Supermarket     سوپرمارکت

Take place      رخ دادن

Topic    عنوان

Transport system     سیستم حمل و نقل

Usual        معمول

Vocabulary     دایره لغت

 

 

مترادف لغات جدید درس هفت سال دوم دبیرستان 

Actually=in fact.really

Agree about/on=have the same idea as another person about something

Appointment=a trime that you have fixed to meet somebody

Backache=pain in the back

Behavior=way of behaving

Birthday=anniversary ot the day one was born

Comment about /on

Common=usuall

Composition=a piece of writing or music

Conversation=a talk

Date=the number of the day,the month and sometimes the year

Depend on=trust somebody

Describe=explain

Different from=

Disagree about

Education=teaching somebody about things like reading ,writing and mathematics at school or colledge

Expect=think that somebody or something will come that something will happen

Expression=a word or a group of word

Finger=one of the five parts at the end of each hand

Fixed=something that is fixed does not chang or move

Friendly=kind and helpful

Greet=welcome

Greeting=welcome,

Headache=pain in the head,problem

Health=how well your body is

How is everything with you

Idea= a plan or new thought

Importance=being important

Living=the way that you live

Necessary=needful

Opinion=idea

Peace=a time when there is no war

Politics=the work of governmentan

Professor=an important teacher at the university

Purpose=a reason for doing something

Quite=completely

Race=a group of people of the same kind

Religion=one of the way of believing God

Require=need

Safe=not in danger

Similar=alike

Small talk

Social=of people together

Start=begin to do something

Sufficient=enough

Suitable=fit,proper

Supermarket=a big shop where you can buy food and other things

Take place=happen

Topic=subject for conversation ,writing,etc

Transport system

Usual=not common

Vocabulary=words known,learned,used,etc

 

 

 

 

 

قرائت/ تلفظ/خواندن/ ریدینگ reading     کتاب زبان انگلیسی سال دوم دبیرستان درس 7 

برای گوش دادن به تلفظ ریدینگ این درس لطفاً روی لینک زیر کلیک کنید. اگر پیامی بصورت پاپ آپ ظاهر شد روی  ok      کلیک کنید و سپس منتظر بمانید تا بصورت اتوماتیک تلفظ آن پخش شود. برای تکرار از دکمه های ضبط بالای متن کمک بگیرید. 

http://tts.imtranslator.net/V1tn 

 

 

 

 

 

ترجمه ریدینگ کتاب زبان انگلیسی سال دوم دبیرستان درس 7

HOW ARE YOU?

حال شما چطور است ؟

 1 “Hello.” “How are you?” “Good morning.” “Have you eaten yet?” “Where

are you going?” These are greetings which people use in different

languages when they meet each other. But what is a greeting?

« سلام . » « حال شما چطور است ؟ » « صبح به خیر » ، « هنوز غذا نخورده اید ؟ » ، « کجا می روید ؟ »اینها سلام و احوالپرسی هایی ( تعارفاتی ) هستند که مردم وقتی همدیگر را ملاقات می کنند ، به زبانهای مختلف به کار می برند . ولی سلام و احوالپرسی چیست ؟  


2 A greeting is a way of being friendly to someone. It is a way of being

polite. It is also a way of starting a conversation. In many languages a

question is used as a greeting: “Where are you going?” “How’s

everything with you?” But questions like these are not real questions.

They do not require a full answer or even a true one. In English, for

example, the commonest greeting is a question about a person's

health: “How are you?” But we do not expect people to tell us about

their health.

سلام و احوالپرسی راهی برای صمیمی بودن با یک شخص است . آن راهی است برای مودب بودن . آن همچنین راهی برای آغاز گفتگو است . در بسیاری از زبانها یک سوال به عنوان سلام واحوالپرسی به کار می رود . « کجا دارید می روید ؟ » ، « اوضاع چطور است ؟ » اما این چنین سوالاتی واقعی نیستند . آنها به یک جواب کامل و حتی و واقعی نیاز ندارند . مثلاً در زبان انگلیسی متداول ترین سلام و احوالپرسی ، سوال درباره سلامتی شخص است :« حال شما چطور است ؟ » ولی ما انتظار نداریم که مردم درباره سلامتی خودشان به ما چیزی بگویند .

3 We do not expect them to talk about their headache or their backache,

if they have one. People reply to these questions with a fixed expression

such as “I’m fine, thanks.” or “I’m very well, thanks.” In the same way,

in countries where people greet each other with “Where are you

going?”, a simple reply such as “Just walking around.” is sufficient. It

is not necessary to describe where you are actually going.

 ما از آنها انتظار نداریم که در مورد سردرد یا کمردردشان صحبت کنند ، ( حتی ) اگر هم (دردی ) داشته باشند . مردم به این سوالات با یک عبارت ثابت مانند « خوبم ، متشکرم .» یا « خیلی خوبم ، متشکرم .» جواب میدهند . به همین طریق در کشورهایی که مردم با « کجا دارید می روید ؟ » احوالپرسی می کنند یک جواب ساده « فقط قدم می زنم » کافی است .لازم نیست توضیح دهید که واقعاً کجا می روید . 

4 In most languages, a greeting is usually followed by “small talk.”

Small talk means the little things we talk about at the start of a

conversation. In English speaking countries, people often make small

talk about the weather: “Nice day, isn’t it?” “Terrible weather, isn’t it?”

But there is something special about small talk. It must be about

something which both people have the same opinion about.

The purpose of small talk is to let both people agree on something.

This makes meeting people easier and more comfortable. People

usually agree about the weather, so it is a safe topic for small talk.

But people often disagree about religion or politics, so these are not

suitable topics for small talk in English. The topics for small talk also

depend on where the conversation is taking place. At football matches,

people make small talk about the game they are watching: “Great

game, isn’t it? ”At bus stops, people may comment about the transport

system: “The buses are very slow these days, aren’t they?”

در اکثر زبانها یک احوالپرسی با « یک گفتگوی کوتاه » همراه است . « گفتگوی کوتاه » یعنی چیزهای کوچکی که ما در آغاز مکالمه درباره آنها صحبت می کنیم . در کشورهای انگلیسی زبان مردم اغلب در باره هوا گفتگوی کوتاهی می کنند . « روز خوبی است ، مگر نه ؟ » « هوای بسیار بدی است . مگرنه ؟ » اما چیز خاصی درباره گفتگوی کوتاه وجود دارد . این گفتگو باید درباره چیزی باشد که هر دوطرف درباره آن نظر یکسانی داشته باشند . منظور از گفتگوی کوتاه این است که به هر دو طرف اجازه داده شود تا در مورد چیزی به توافق برسند . این امر ملاقات اشخاص را آسانتر و راحت تر می کند . مردم معمولاً در مورد هوا توافق دارند بنابراین این موضوع مناسبی ( مطمئنی ) برای گفتگوی کوتاه است . اما مردم معمولاً در مورد مذهب یا سیاست توافق ندارند ، بنابراین اینها موضوعات مناسبی برای گفتگوی کوتاه در زبان انگلیسی نیستند . موضوعات گفتگوی کوتاه نیز بستگی به جایی دارد که گفتگو در آن صورت می گیرد . در مسابقات فوتبال مردم در مورد بازی که تماشا میکنند ، گفتگوی کوتاهی می کنند . « بازی خیلی خوبی است ، مگر نه ؟ » در ایستگاه اتوبوس مردم ممکن است در مورد سیستم حمل و نقل اظهار نظر کنند : « اتوبوس ها این روزها خیلی کند هستند ، مگرنه ؟ 

5 Greetings and small talk are an important part of conversation in any

language. The way people greet each other and the things they talk

about, however, may be different from one language to another.

This shows that there is much more to learn when we learn a language

than just the vocabulary and the grammar of the language.

We also have to learn the social behavior of the people who speak it.

 

 


» در هر زبانی سلام و احوالپرسی ها و گفتگوهای کوتاه بخش مهمی از مکالمه هستند . نحوه احوالپرسی و چیزهایی که مردم درباره اش صحبت می کنند ، اگر چه ( با وجود این ) ممکن است در یک زبان با زبان دیگر فرق داشته باشد . این نشان می دهد وقتی ما زبانی را یاد می گیریم ، چیزهایی بیشتر از کلمات و گرامر برای یاد گرفتن وجود دارد . ما همچنین باید رفتار اجتماعی مردمی را که به آن زبان صحبت می کنند ، یاد بگیریم . 

ادامه مطلب ...
نظرات () تاریخ : شنبه 13 دي 1393 زمان : 11:35 بازدید : 870 نویسنده : بنیامین فضلی

 

آموزش و تدریس گرامر قواعد نکات مطالب تمرینات معنی ترجمه تلفظ مترادف لغات جدید نیووردز new words ریدینگ reading کتاب درسی زبان انگلیسی سال اول دبیرستان درس 3


 

 

 

ترتیب قرار گرفتن صفات در جمله در زبان انگلیسی

 

 


 

توجه: ابتدا خود صفات نفل از سوم راهنمایی

 

تعریف صفت در زبان انگلسی

صفت کلمه ای است که اسم را توصیف می کند

پسر بلند قد Tall boy 

در اینجا بلندی قد پسر را توصیف می کند.

کدام پسر؟ پسر بلند قد


 

جای صفت کجاست؟

به عبارت دیگر صفت و اسم با چه ترتیبی با هم می آیند یعنی اول صفت می آید  اسم؟

در انگلیسی صفت قبل از اسم میآید.مثال:

پسر بلند قد     tall boy

یک کتاب بزرگ       A large book

 

 

قانون چاق کرک

در زبان انگلیسی مثل مازندرانی صفت قبل از اسم می آید.مثلاً به مرغ چاق fat  hen میگویند یعنی اول صفت وسپس اسم را میگویند.درست عین ما مازندرانی ها که که به مرغ چاق میگوییم چاق کرک که برعکس فارسی است که میگوند مرغ چاق.


 (فارسی= مرغ چاق (مازندرانی= چاق کرک)     (انگلیسیFat hen)

 

مثال های دیگر:

 خطکش کوتاه  Short ruler         

درخت بلند              Tall tree             

 

 

 

 

 

طریقه روش جمع بستن صفات در زبان انگلیسی

 

صفت جمع بسته نمی شود.

.It is a large room

.They are large rooms

 

 

 

 

 

 

در انگلیسی صفت با چه افعالی می آید؟


صفت با مشتقات فعل to be  یعنی ( am – is – are – was – were می آید که از افعال رابط هستند.

 من لاغر بودم.  .I was thin 

من چاق هستم.  .I am fat

 

 

 

 

 

رابطه رنگ و صفت

رنگها صفت نیز  محسوب می شوند و همه مشخصات صفت را دارند.

آنها کتابهای سبز هستند.  .They are green books 

 

 


تمرین:

کلمات در هم زیر را مرتب کنید.

(1).House , it , a , is . green 

(2).New , these , cars , are 

(3).Is , he , father , Ali , s 

(4).door , is , the house , this , the , of

 

جواب

 

(1).It is a green house

(2).These are new cars 

(3).He is Alis father

(4).This is the door of the house

  


تعداد بخش در یک صفت :


نکته :

قبل از شناختن تعداد بخش در یک کلمه باید حروف صدا دار را بشناسیم.

حروف صدا دار عبارتند از  a – o – I – e – u  که می توان آنرا به صورت این طرح ( که اسم را با صدا کله گذاشتم ) نوشت:

؟؟؟؟

 

 

طریقه و روش شناخت تعداد بخش در کلمات زبان انگلیسی:

در انگلیسی تعداد بخش در کلمه را از تعداد حروف صدادار آن متوجه می شویم. یعنی اگر یک حرف صدادار داشتیم یک بخشی ، دو حرف صدادار داشتیم دو بخشی، سه حرف صدادار داشتیم سه بخشی و الی آخر.

 

 

 

اما در این روش چند استثناء وجود دارد که به چند مورد اشاره  می کنیم:

 

استثنا 1 : e غیر ملفوظ (یعنی تلفظ نمی شود) آخر صفات به حساب نمی آیند. مانند: large

چون این کلمه e  آخرش تلفظ نمی شود پس با وجود داشتن دو حرف صدادار یک بخشی به حساب می آید.

 

 

استثنا 2 : دو حرف صدادار در کنار هم. عمدتا یکی به حساب می آیند. مانند: famous

در این کلمه چون حروف o  و  u  در یک بخش هستند یکی بحساب می آیند. پس کلمه famous با داشتن سه حرف صدادار 2 بخشی به حساب می آید.

بر طبق قوانین بالا به تعداد بخش در کلمات زیر توجه بفرمایید:

Bad =1           fail =1            famous = 2          important = 3

 

 

 

قواعد مربوط به تفضیلی کردن صفات در زبان انگلیسی:

 

 

طرز و روش تفضیلی کردن صفات در زبان انگلیسی:

صفت تفضیلی یعنی چه؟

صفت تفضیلی نشان می دهد کسی یا چیزی در داشتن آن صفت از یک کس یا چیز دیگر برتری دارد. به عبارت دیگر بیشتر دارد.

Ali is taller than Reza.                    علی از رضا قد بلندتر است.

 

 

 

 

در زبان انگلیسی صفت تفضیلی چگونه درست می شود؟

برای تفضیلی کردن یک صفت باید توجه داشت اگر آن صفت یک بخشی باشد به آخر آن er  اضافه می کنید و اگر چند بخشی باشند به آنها more  اضافه می کنیم. که در  هر دو حال پس از آنها کلمه than  یعنی از را اضافه می کنیم.

 

Smallکوچک    =   smaller thanکوچکتر از

Interestingجالب    =  more interesting than


 

 

قواعد مربوط به صفات تساوی در زبان انگلیسی


صفات تساوی در زبان انگلیسی

 

تعریف صفات تساوی در زبان انگلیسی :

هرگاه دو نفر یا دو چیز صفتی را به یک اندازه داشته باشند برای آنها آن صفت صفت تساوی به حساب می آید.

I am as old as Ali                        من هم سن علی هستم.

توجه: صفات تساوی بین as ……………… as می آیند و آنها در بین as ……………… as بصورت ساده می آیند و چیزی به آنها اضافه یا کم نمی شود.

 

 

 

طریقه و روش درست کردن صفات تساوی در زبان انگلیسی

 

As+ صفت ساده + as = فرمول و روش درست کردن صفات تساوی


As fat asبه یک انازه چاق

As tall asهم قد

 

 

 

 

 

 

 

نشانه های های صفات ساده ، تفضیلی ،و تساوی در جمله هایی که بجای صفت نقطه چین هست.

1- صفت ساده در صورتی استفاده میشود که هیچ مقایسه ای صورت نگرفته باشد.

2- صفت تفصیلی در صورتی بکار میرود که یا در جمله پس از نقطه چین than داشته باشیم ویا مقاسه بین برتری یک کس یا یک چیز از یک شخص یا یک چیز دیگر باشد.

3- صفت تساوی زمانی در جمله استفاده می شود که طرفین نقطه چین as…..as داشته باشیم و یا از معنی جمله متوجه شویم که هدف تساوی آن صفت است.

 

 

شکل صحیح صفات داخل پرانتز ها را بنویسید.

1 (My friend is a………. boy.(fat

  2   (My car is ………. than your car.(small

3   (Our village is ………. than your village.(big

4   (Roya and Mina are 15 years old.So Roya is as ………. as Mina.(old

5   (Nader and I are 170 cm. tall.So I am ………. Nader.(tall

 

جواب:

1 .My friend is a fat boy

2  .My car is smaller than your car

3   .Our village is bigger  than your village

4   .Roya and Mina are 15 years old.So Roya is as old as Mina

5  .Nader and I are 170 cm. tall.So I am as tall as Nader.

 

 

 

ترجمه، معنی فارسی و تلفظ لغات جدید کتاب زبان انگلیسی سال اول دبیرستان درس 3 new words, 

angryعصبانی

anybody هر كسی ، هرشخصی

as...asمانند،نشانه صفت برابری

be afraid ofترسیدن از چیزی

boil جوشاندن

boiling.جوش

byكنار،نزدیك،بوسیله ی ، با

clean تمیز

coat كت ، پالتو

Englishmanمرد انگلیسی

fewكم

find.      پیدا كردن

fireآتش

foot پا ، واحد اندازه گیری طول

forget فراموش كردن

great عالی،با عظمت،بسیار بزرگ،مهم

high school دبیرستان

if اگر

later بعدا

leaveترك كردن،جا گذاشتن

London لندن

might ممكن بودن

move حركت دادن

number عدد

out ofreachدور از دسترس

outsideبیرون

page صفحه

pan ماهی تابه

pocket جیب

return بازگشتن،برگرداندن

servant خدمتكار

size اندازه

sleepy خواب آلود

solve    حل كردن(مسئله ،مشكل)

story داستان

telephone number شماره تلفن

than از

therefore بنابراین

time زمان ، دفعه ، مرتبه ، بار

tomato گوجه فرنگی

until تا

whatever هر آنچه

where جایی كه ، كجا(ضمیر موصولی)

who كسی كه ،چه كسی

wise عاقل

would برای درخواست و تقاضا درابتدای جمله می آید.

 

 

 

 مترادف لغات جدید زبان انگلیسی  سال اول دبرستان درس سوم 

 برای دانش آموزان تیز هوش و زبان آموزان آموزشگاهها

 

angry =feeling very annoyed

anybody =any person , anyone

as...as

be afraid of=feel fear of  something

boil=heat a liquid until it boils

boiling=very hot

by =beside ;very near

clean =not dirty

raincoatcoat=a piese of clothing that you wear over your other clothes when you go outside in cold weather

Englishman=a man from England

few = not many

find=see or get something after looking or trying

fire=the heat and bright that comes from burning things

foot=the part of your leg that you stand on

forget=no remember something,not have something in your mind any more

great=big,very large or very much

high school =a school that students go  after guidance school

if=a word that you use to say what is possible or true when another thing happens or is true

later=after an unknown  time

leave =put

London =the capital of england

might=past tense of may

move=go from one place to another,change the way that you are standing or sitting

number

out of reach

outside= away from the middle of something

page =one side of a piece of paper in a book,magazine,or newspaper

pan=metal pot that you use for cooking

pocket =a small bag in your clothes fo carrying things

return=come or go back to a place

servant  =a person who works in another persons house  ,doing work like cooking and cleaning

size=how big or small something is

sleepy =tired and ready to sleep

solve=find the answer to a question

story =words that tell you about peoole and things that are not real

telephone number

than=we use than when we compare people or things

therefore=for that reason

time=a certain point in the day or night,that you say in hours and minutes

tomato=a soft red fruit that you cook or eat in salad

until =up to the time when

whatever =of any kind,any or every,anything or everything

where=in or to what place

who=what person or people

wise =a person who is wise knows and understands a lot about many things

would =will in the past

 

 

ادامه مطلب ...
نظرات () تاریخ : شنبه 13 دي 1393 زمان : 11:34 بازدید : 71 نویسنده : بنیامین فضلی

 

آموزش و تدریس گرامر قواعد نکات مطالب تمرینات معنی ترجمه تلفظ مترادف لغات جدید نیووردز new words ریدینگ reading کتاب درسی زبان انگلیسی سال اول دبیرستان درس 7


 

 

آموزش That clause یا شبه جمله

 

I know( that) you can do it easily

در اين جمله حرف ربط that = كه و  عبارتي كه پس از آن آمد يك that clause مي گويند. به آن شبه جمله و غیره هم میگویند.شبه جمله نقش مفعمول جمله اصلی را بازی میکند.ضمناً that  را حرف ربط میگویند که شبه جمله مورد نظر را به جمه اصلی ربط میدهد که میتوان آنرا حذف کرد.به همین علت در کتاب درس آنرا توی پرانتز نوشتند.

 

  3 كلمه that= كه، معمولاً در محاوره و حالت غيررسمي به كار نمي رود. اما در فرم رسمي و مكاتبات ، حذف نمي شود.

 

نکته:

هنگام سوالی و منفی کردن ما به فعل شبه جمله کار نداریم بلکه عملیات بر روی فعل اصای انجام میشود.مثال:

 

این جمله را سوالی کنید.


.I know that winter is comminig

?Do I know that winter is coming

 

 

 

 

  تعریف، معنی فارسی و تلفظ لغات جدید کتاب زبان انگلیسی سال اول دبیرستان درس 7 new words, 

Air هوا 

Art هنر 

Asleep خوابیده 

Believe باور داشتن 

Bright روشن 

Brightly بروشنایی 

Building ساختمان 

Certainly البته 

Coolخنک

Daylight نور روز 

Discover کشف کردن 

Distance فاصله 

Don’t worry نگران نباشید

During   در طی

Elephant فیل 

Find ones way back home راه بازگشت را یافتن

Fly پرواز کردن 

Fly back برگشتن 

Fly by

for certain

get lost گم شدن 

grow shorter کوته تر شدن 

happen اتفاق افتادن 

High بلند 

high way بزرگراه 

Hope امیدوار بودن 

Insect حشره 

Mechanic مکانیک 

Migrate مهاجرت کردن 

Migration مهاجرت 

Mile مایل 

Moon کره ماه 

Mystery راز 

Nobody هیچ کس 

not at all ابداً 

okey خوب 

Plan برنامه ریزی کرن 

Plenty زیاد 

Same یک- همان 

Season فصل 

Secretراز 

Send فرستادن 

Shine درخشیدن 

some day

south جنوب 

Special مخصوص 

Star ستاره 

Still هنوز 

Tell گفتن 

Thousands هزار 

turn down کم کردن صدا 

turn off  خاموش کردن 


 

ooooooooooooooooo

 

 

مترادف لغات جدید زبان انگلیسی سال اول دبیرستان  درس هفتم

Air=what you  take in trough your mouth

Art=making beautiful things like paintings and drawings

Asleep=sleeping

Believe=feel sure that something is true or right

Bright=with a lot of light

Brightly=shining

Building=a thing with a roof and walls

Certainly=without any doubt

Cool=a little cold

Daylight=the light from the sun during the day

Discover=find or learn something for the first time

Distance=how far it is from one place to another place

Don’t worry=think that something bad will happen or happened

During=all the time that something is happening

Elephant=a very big animal from Africa

Find ones way back home

Fly=move through the air

Fly back=move back through the air

Fly by=fly around

 for certain=surely

get lost=become lost,lose ones way

grow shorter=become shorter

happen=take place

high=a long way above the ground

high way=a big road between towns

hope=want something may happen

insect=a very small animal that has six legs

mechanic=a person who repairs the cars and

migrate=going from one place to another

migration=move from one place to another

mile=1.6 kilometers

moon=the big thing that shines in the sky at night

mystery=some strange that you cannot understand

nobody=no person,not anybody

not at all=never

okay=yes

plan=something that you have decided to do

plenty=as much or as many you need

same=not different

season=one of four parts of the year

secret=something that you do not or must not tell other people

seed=make something go somewhere

shine=give out light

someday=a few days

south=the direction that is on your right when you watch the sun come up in the morning

special=not usual or ordinary

star=one of the small bright lights that you see in the sky at night

still=already

tell=say

thousands=1000

turn down=make the sound less

turn off =stop

ادامه مطلب ...
نظرات () تاریخ : شنبه 13 دي 1393 زمان : 11:33 بازدید : 100 نویسنده : بنیامین فضلی

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • جستجو



    در اين وبلاگ
    در كل اينترنت
    آمار سایت
  • کل مطالب : 3324
  • کل نظرات : 43
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 6
  • آی پی امروز : 55
  • آی پی دیروز : 77
  • بازدید امروز : 212
  • باردید دیروز : 192
  • گوگل امروز : 9
  • گوگل دیروز : 20
  • بازدید هفته : 1,228
  • بازدید ماه : 3,524
  • بازدید سال : 47,528
  • بازدید کلی : 316,387
  • کدهای اختصاصی
    Instagram