close
تبلیغات در اینترنت
آموزش زبان انگلیسی دوم دبیرستان درس 5
loading...

سیگما

آموزش و تدریس گرامر قواعد نکات مطالب تمرینات معنی ترجمه تلفظ مترادف لغات جدید نیووردز new words ریدینگ reading کتاب درسی زبان انگلیسی سال دوم دبیرستان درس 5       در مورد حروف تعریف an ، a و the    توجه: a و an را حرف تعریف نامعین و the را حرف تعریف معین می گویند.   الف: حروف تعریف نا معین a و an   قبل از پرداختن به حرف تعریف نامعین a و an ابتدا باید حروف صدادار را بشناسیم     حروف صدا دار کدامند؟ حروف صدا دار عبارتند از o – u – a – I – e   برای…


آموزش و تدریس گرامر قواعد نکات مطالب تمرینات معنی ترجمه تلفظ مترادف لغات جدید نیووردز new words ریدینگ reading کتاب درسی زبان انگلیسی سال دوم دبیرستان درس 5


 

 

 

در مورد حروف تعریف an ، a و the 

 

توجه: a و an را حرف تعریف نامعین و the را حرف تعریف معین می گویند.

 

الف: حروف تعریف نا معین a و an

 

قبل از پرداختن به حرف تعریف نامعین a و an ابتدا باید حروف صدادار را بشناسیم

 

 

حروف صدا دار کدامند؟


حروف صدا دار عبارتند از o – u – a – I – e   برای اینکه در خاطر ما بمانند می توان آنرا بصورت سر آدم تجسم کرد . که دور سر o،  دهان u ،بینی i ، دو تا گوش e و a .

 


حروف صدا دار مانند ضمه ، فتحه و کسره هستند که بدون آنها کلمه خوانده نمی شود. در انگلیسی کلمه ای بدون حرف صدادار یافت نمی شود. (البته استثنا هایی وجود دارد که د اینجا قابل بحث  نیست)

در کلمات داده شده زیر حروف صدا دار خط کشیده شده

Book – pen – pencil – desk


 

 

 


فرق بین a (یک) و an (یعنی یک):


a قبل از اسم های مفردی می آید که حروف اول آنها بی صدا باشد.

اما an قبل از اسمهای مفردی می آید که حروف اول آنها باصدا باشد.

مثال:

A   pen

An  egg

 

 

 

تمرین:

در جاهای خالی از و یا  an استفاده کنید.

(1) .That is …………ear

(2) .This is …….arm

 

(3) .This is …….book

 

 

 

 

 

 

 

 

جواب :

(1) .That is an ear

(2) .This is an arm

 

(3) .This is a book

 

 

*********

 

چند استثنا در مورد کاربرد a و an 

 

1- در برخی از  کلمات مانند honest، hour، honour  و غیره حرف h  غير ملفوظ است یعنی تلفظ نمی شود، در این صورت قبل از آنها حرف تعريف an بکار میرود

 

an hour

an honest woman

 

2- اگرچه كلماتی مانند useful، unit ، unionuniversity، European و ...  با حروف صدادار شروع می‌شوند، ولی حرف اول آنها مثلyou تلفظ می‌شود. در این صورت قبل از آنها بجای an  از a استفاده میکنیم

 

a European

a university

 

 

همانطوری که میدانیم  قبل از اسامی مفرد قابل شمارش از a يا an  استفاده میکنیم اما برای اسامی جمع، بجای a يا an، يا از some استفاده می‌کنيم و يا اصلاً هيچ کلمه‌ای را بکار نمی‌بريم:

 

I bought a book

I bought some books

 

 

*********

 

برخی دیگر از موارد کاربرد حروف تعريف نامعين a يا an

 

1- اگر کسی يا چيزی را برای اولين بار اشاره کنيم از a يا an استفاده می‌کنيم. اما وقتی که به همان چيز دوباره اشاره کنیم، از the استفاده می کنیم:

 

I saw a boy.The boy had a bag in his hand

 

2- در هنگام اشاره به یک شخص یا یک چیز از a يا an استفاده می‌کنيم که در اين حالت a يا an معنی one يا يک می‌دهد :

 

I saw a boy and two girls

 

3- در بعضی از اصطلاحات عددی نیز بکار می رود.:

a third يک سوم

 

   a hundred صدتا

 

 

4- وقتی که به یک شخص یا چیز خاص از یک گزوه اشاره می کنیم از a يا an استفاده می کنیم مانند یک شغل، یک ملیت و یا یک مذهب

 

 

She is a teacher

She is iranian

She is a muslim

 

 

5- اگر بعد از such اسم مفرد و صفت با هم اما حرف اول صفت با صدا باشد از an و اگر بی صدا باشد از a استفاده میکنیم

such a fat man

such an important man

6-در جملات تعجبی مانن موارد زیر

What a cold night. چه شب سردی 

 

 

7- همراه با کلمات و اصطلاحات مربوط به مقدار و کميتمانند:

 

 

  a little of

 a number of

 a lot of

a bit of

  a few of

 a (great) deal of

 

 

 

ب: حرف تعریف the

 

 

برخی از مواردی که از حرف تعریف the استفاده می کنیم

 

1- اسمی که بعد از آن ضمیر موصولی( Who whom whose which that بیاید قبل از آن حرف تعریف the می آید.

 

.He is the man whom we saw yeaterday

 

2- در جملات امری قبل از اسمی که بعد از فعل امری می آید حرف نعریف 

می آید. the

.Please open the door


3- اسمی که برای بار دوم بیاید قبل از آن

می آید.the

We saw a boy the boy had a bag in his hand.


4- وقتی هم گوینده و هم شنونده میدانند در باره چه چیزی صحبت می کنند حتی اگر قبلاً به آن اشاره نشده باشدحرف تعریف the بکار می رود.

?Where is the car 

.It is in the yard


5-قبل از چیزهاییکه در دنیا فقط یکی از آنها وجود داشته باشد مانند خورشید زمین ماه آسمانحرف تعریف the بکار می رود.

the Sun 

the Moon

the sky

……….

6- قبل از رشته کوهها و مجمع اجزایر هاحرف تعریف the بکار می رود.

The Alborz mountains


7- قبل از صفات عالی the

بکار می رود

He is the best student in his class.


8- قبل از چهار جهت اصلیحرف تعریف the بکارمی رود.

The east

The west

The south

The north

9- قبل از اوقات مشخص روز:صبح وبعد از ظهروغروبحرف تعریف the بکار می رود.

In the morning

At the noonpppp

In the afternoon

 

10- در موقع بیان مالک و مملوک وقتی که مالک بیجان باشد.بعبارت دیگر اسمی که بعد از آن of بیاید قبل از آن حرف تعریف the می آید.

The door of the room

قبل از سینما و تئاتر

.He went to the theatre

.He went to the cinema


برخی از مواردی که حروف تعریف the

 بکار نمیرود

1- قبل از روزهای هفته و ماههای سال حرف تعریف the بکار نمی رود.

.We visited hoim on Friday

.She was born in april


2-قبل از اسم افراد

I met Ali lastweek.


3- قبل از اسامی قاره ها ، کشوره ، شهر ها دهکده ها خیابانها حرف تعریف the بکار نمی رود.

.We live in Asia

.He lives in Iran

.I want to go to Babol

 

 

4- قبل از اسم زبان ها

?Can you speak English


5- قبل از وعده های غذایی بکار حرف تعریف the بکار نمی رود.

.I am eating my lunch

 

ترجمه،معنی فارسی و تلفظ لغات جدید کتاب زبان انگلیسی سال دوم دبیرستان درس 5 ,new words 

 

Angrily با عصبانیت

Apartment موافقت

Asideکنار

Bad luck بد شانسی 

Full of something(sth) پر از چیزی 

Can قوطی 

Capital سرمایه 

Carton کارتن 

Chicken جوجه  

Come back برگشتن 

Completely کاملاً 

Cream خامه 

Crowded شلوغ 

Delhi دهلی 

Get into trouble دچار درد سر شدن 

Get mixed up گیج شدن 

Go hungry گرسنه شدن 

Go on a trip به سفر رفتن 

Hate متنفر بودن 

Have to مجبور بودن 

Jump پریدن 

Lazy تنبل

Light روشن 

Lovely دست داشتنی 

March مارس 

Million میلیون 

Miss دوشیزه 

Museum مسلمان 

October اکتبر 

Officer افسر 

Once یک بار 

Park پارک 

Polite مودب 

Population جمعیت 

Pot کوزه 

Put something aside چیزی را کنار گذاشتن 

Round row

Sadly با ناراحتی 

Say goodbye خداحافظی کردن 

Seaside کنار دریا   

September ماه سپتامبر 

Shopping خرید 

Sit نشستن

Spaghettiماکارانی- اسپاگتی 

Sugar شکر  

Taste چشیدن مزه دادن 

Tourist توریست 

Toward بطرف 

Toy gun ماشین اسباب بازی 

Without بدون 

Won برنده شد

 Ooooooooooooooooooooo

مترادف لغات جدید زبان انگلیسی سال دوم دبیرستان درس پنجم

Angrily=nervously

Apartment=flat

Aside=on or to one side

Bad luck=bad chance

Full of something(sth)=filled wih something

Can=be able to

Capital=great

Carton=a container made of cardboard or plastic

Chicken=a young hen

Come back=return

Completely=all

Cream=the thick liquid on the top of milk

Crowded=full of people

Delhi=the capital of India

Get into trouble=having problem

Get mixed up=become confused

Go hungry=become hungry

Go on a trip=travel

Hate=dislike

Have to=must

Jump=spring

Lazy=a person who does not want to work

Light=not heavy

Lovely=beautiful or very nice

March=the third month of the year

Million=1000000

Miss=a word that you use before the name of a girl or woman who is not married

Museum=a building where people can look at pld or interesting things

October=the tenth month of the year

Officer=a person in the army ,navy,or airforce who gives orders to other people

Once=one time

Park=stop and leave a car somewhere for a time

Polite=courteous

Population=the number of people who live in a place

Pot=a deep round container ,for cooking

Put something aside

Round=with the shape of a circle or a ball

Row=a line of people or things

Sadly=unhappily

Say goodbye=bid farewell

Seaside=a place by the sea where people go on holiday

September=the ninth month of the year

Shopping=buying

Sit=rest on your bottom

Spaghetti=a kind of food made from flour and water,that looks like long pieces of string

Sugar=sweat stuff that comes from some sorts of plant

Taste=the power to know about food and drink with your mouth

Tourist=a person who visits a place on holidays

Toward=in the direction of somebody or something

Toy gun=a false gun for children to play with

Without=not having showing or using something

Wood= the hard part of a tree

Ooooooooooooooooooooo

 

 

 

نظرات () تاریخ : شنبه 13 دي 1393 زمان : 12:12 بازدید : 105 نویسنده : بنیامین فضلی
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • جستجو



    در اين وبلاگ
    در كل اينترنت
    آمار سایت
  • کل مطالب : 3324
  • کل نظرات : 43
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 6
  • آی پی امروز : 5
  • آی پی دیروز : 72
  • بازدید امروز : 56
  • باردید دیروز : 512
  • گوگل امروز : 1
  • گوگل دیروز : 16
  • بازدید هفته : 712
  • بازدید ماه : 4,417
  • بازدید سال : 48,421
  • بازدید کلی : 317,280
  • کدهای اختصاصی
    Instagram